شيخ ذبيح الله محلاتى
63
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
كاملا با حضور قلب بجاى آورد و بعد بر سر تنور آتش آمد ديد طفل او با آتش بازى مىكند طفل خود را بيرون آورد و پستان در دهان او نهاد و او را شير داد و سجدهء شكر بجا آورد بعد با فراغت قلب مشغول طبخ نان گرديد ) . اين مقام كملين از اولياء خداست و اگرنه در قانون فقهى در اين موارد واجب است قطع نماز براى نجات نفسى را از هلاكت و قصه نماز ابى ذر و بردن گرگ گوسفند را و آمدن شير براى شبانى و گرفتن گوسفند را از گرگ كه ابو ذر نماز خود را قطع نكند مشهور است و همچنين افتادن فرزند حضرت سيد سجاد در چاه و قطع نكردن نماز خود را منقولست . بانوى مطيعه شوهر كه اصمعى او را ديده مجد الدّين محمد متخلص بمجدى كه در قرن يازدهم زندگانى مىكرده در كتاب زينة المجالس ص 335 از اصمعى نقل مىكند كه در باديه مىرفتم ناگاه بخيمهاى رسيدم زنى را ديدم كه از خيمه بيرون آمد مانند آفتاب كه از مطلع افق طالع گردد يا ماه كه از وراى سحاب تيره بنمايد پيش آمده مرا مرحبا گفت و بموضعى اشاره كرد كه نزول بنمائى من آنجا نزول كردم و از او جامى آب طلب نمودم گفت مرا شوهرى است كه بىاجازت او در آب و نان او تصرف نمىتوانم كرد و در وقت رفتن او رخصت نطلبيدم كه اگر مهمانى رسد او را ضيافت بنمايم و او پيش از اين به من رخصت نداده كه هرگاه تشنه يا گرسنه شوم در آب و طعام او به قدر احتياج تصرف نمايم اكنون تشنه نيستم و الا قسمت آب خود را به تو مىدادم ولى شربتى از شير كه طعام من است به تو مىدهم پس قدحى از شير بنزد من نهاد و من از آن حسن ملاحت و عقل و فصاحت متحير ماندم در اين هنگام اعرابى سياه از گوشهء باديه پيدا شد . با صورتى در غايت زشتى چون بخيمه درآمد و مرا بديد مرحبا گفت زن پيش دويد و عرق از جبين او پاك كرد و چندان خدمت كرد كه كنيزان بمواليان خود نكنند روز ديگر كه ارادهء كوچ داشتم به آن زن گفتم روئى به اين زيبائى كه تو دارى