شيخ ذبيح الله محلاتى

34

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

جهت است گفت اى بندهء خدا من در خصب نعمت و كثرت مال و ثروت در احزان و هموم و غموم كثيره بودم گمان كردم كه اين از قلت شكر من بود و خوف داشتم كه در آخرت حظى نداشته باشم و من اليوم در اين حالت خندان و مسرورم به جهت شكرانهء صبرى كه خدا به من داد است بانوئى كه داراى مقام رضا بود در كتاب مذكور گويد كه يك عابدى سالهاى بسيار عمر خود را بزهد و عبادت بسر برده بود در عالم رؤيا به او گفته‌اند فلانه زن رفيق تو است در بهشت آن عابد چون از خواب بيدار شد در جست‌وجوى آن زن برآمد تا او را پيدا كرده ميهمان او گرديد به عمل او نظر كرد چيزى نديد و آن عابد قائم الليل و صائم النهار بود عابد سؤال كرد آيا ترا غير از اين عمل عبادتى باشد آن زن گفت براى خود عملى نمىدانم كه اظهار آن بنمايم فقط خصلتى در من هست و آن اين است كه اگر در شدتى باشم تمنا نمىكنم كه اىكاش در رخا بودم و اگر مريض شوم تمنا نمىكنم كه اىكاش در صحت بودم و اگر در آفتاب باشم تمنا نمىكنم كه اىكاش در سايه بودم عابد دستهاى خود را بر سر نهاد و گفت اين خصلت خيلى بزرگ است كه عاجزند از آن بزرگان زهاد و عباد و نظير آن در كتاب مذكور گويد زنى راه مىرفت پاى او برگشت و سخت بر زمين خورد و ناخن او بريده شد با اين وضع از آن مسرور و خندان بود به او گفته‌اند آيا الم او را درك نمىكنى آن زن گفت لذت ثواب جزيل كه جزاى آن است زائل كرده است از قلب من مرارت وجع را بانوئى كه از دست دزد استغاثه بامير المؤمنين ع كرد زيد نساج حديث كند كه من در روز جمعه به زيارت مقام امام زين العابدين رفتم در آنجا مردى را كه از همسايگان ما بود ملاقات كردم درحالىكه مشغول به غسل كردن بود و در پشت او زخمى بود باندازهء وسعت يك شبر و خون و چرك از او سيلان