شيخ ذبيح الله محلاتى

80

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

اثر طبع عمان سامانى جان خواهر در غمم زارى مكن * با صدا بهرم عزادارى مكن هرچه باشد تو على را دخترى * عصمت الهى زهرا پرورى معجز از سر پرده از رخ وامكن * آفتابا ماه را رسوا مكن خانه‌سوزان را تو صاحب‌خانه باش * با زنان در همرهى مردانه باش گر خورد سيلى سكينه دم مزن * عالمى زين دم زدن برهم مزن هست بر من ناگوار ناپسند * از تو اى زينب صدا گردد بلند با تو هستم جان خواهر هم‌سفر * تو بپاى اين راه كوبى من بسر بىهوش شدن زينب ( ع ) در شب عاشوراء از مجموع كتب مقاتل چنان بدست مىآيد كه أن مخدره در زمين كربلا دومرتبه غش نموده از فرط حزن و اندوه يك‌مرتبه هنگام ورود به زمين كربلا و يك‌مرتبه شب عاشورا بلكه اگر روايت منتخب را وقعى بگذاريم سه مرتبه آن مخدره بىهوش گرديد و روايت منتخب اين است كه امام عليه السّلام با فضهء خادمه فرمود برو و جامهء كهنه براى من بياور و چنان كن كه خواهرم مطلع نشود و اين پيراهن جامه‌ئى است كه به مقدار دو پيراهن شمرده مىشود و بر دوش آن مهريست و در فلان موضع و فلان لفافه است . پس فضه برفت و از كمال اضطراب مىگريست زينب فرمود اين گريستن از چيست عرض كرد بسبب بزرگى مصيبت . فرمود برادرم حسين با تو چه فرمود عرض كرد رخصت ندارم بگويم زينب فرمود به حق مادرم بر تو بازگوى فضه عرض كرد مرا پيراهنى فرمود بياورم بدين صفت چون زينب صفت قميص را بشنيد صيحه بزد و از خود بى خود شد امام حسين بيامد و سر خواهر را بر دامن نهاد و فرمود اى اهل بيت من آيا در نزد شما قطره‌اى از آب هست بجمله