شيخ ذبيح الله محلاتى

39

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

مىشود چندان‌كه مويش سفيد و قامتش خميده خواهد گرديد چون اين خبر مكشوف شد اهل بيت اطهار ( ع ) اندوهناك و اشكبار گرديدند پس رسول خدا صورت بر صورت حضرت زينب نهاد و همى اشك از ديده باريد چون صديقهء طاهره از آن ماجرا آگاه شد عرض كرد يا ابتاه اين گريه براى چيست خداوند متعال ديدهاى ترا نگرياند فرمود اى فاطمه دانسته باش كه بعد از من و تو اين دختر دچار بليتها مىشود و مصيبتهاى گوناگون بسوى او روآورد در آن‌وقت فاطمه عرض كرد يا ابتاه چه ثواب دارد آن‌كس كه بر دخترم زينب گريه كند ( فقال يا بضعتى و قرة عينى ) . به‌درستى كه هركس گريه كند بر او و گريه كند بر مصائب او مىباشد ثواب او مثل ثواب كسى كه بر برادرش حسين گريه كند پس نام او را زينب نهاد . در قاموس گويد زنب از باب فرح است يعنى فربه شد و ازنب بر وزن احمر يعنى فربهه است و به اين علت زن را زينب گويند و زينب نيز بمعنى درخت نيكومنظر است كه خوش‌بو باشد و زينب ممكن است كه اصل آن زين اب است و عليا مخدره زينب را زين ابيها و زينت ابيها مىگفته‌اند و گذشت كه اين اسم آسمانى است . شمائل عليا مخدره زينب ( ع ) چنانچه از بعض اخبار و آثار مشهود مىشود حضرت عصمت آيت زينب كبرى سلام اللّه عليها بالابلند و بچهره نورانيش هزار ماه و خورشيد مستمند بودند مقامات سكينه و وقارش را بخديجهء كبرى و عصمت و حيائش را بفاطمه زهراء و فصاحت و بلاغتش را هنگام تكلم بعلى مرتضى و حلم و بردباريش را بحسن مجتبى و شجاعت و قوت قلبش را به حضرت سيد الشهداء همانند نموده‌اند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را بخديجه كبرى همانند فرموده و ارباب مقاتل نوشته‌اند كه در روز عاشوراء خرجت امرأة من الخيمة كانها الشمس زنى از خيمه سر بدر كرد گفتى آفتاب تابان از خيمه طالع گرديده چون از نام آن زن پرسيدند گفته‌اند اين زينب دختر على بن ابى طالب است بالاخره هرچه خوبان همه دارند تو تنها دارى شئونات باطنيه و مقامات معنويه حضرت صديقهء