شيخ ذبيح الله محلاتى

38

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

رهسپار بود چون زينب بعرصهء وجود خراميد فاطمهء زهرا به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام عرض كرد كه چون پدرم در سفر است نام اين دختر را چه بگذاريم فرمود من بر پدرت سبقت نجويم صبورى فرماى كه آن حضرت به زودى مراجعت فرمايد چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مراجعت فرمود امير المؤمنين عليه السلام عرض كرد يا رسول اللّه خداى تعالى فاطمه را دخترى عنايت فرموده نامش را معين فرماى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود فرزندان فاطمهء اولاد من هستند لكن امر ايشان با پروردگار عالم است منتظر وحى مىباشم در آن حال جبرئيل نازل شد عرض كرد خدايت سلام مىرساند و مىفرمايد اين دختر را زينب نام گذار چه اين نام را در لوح محفوظ نوشته‌ايم رسول خدا حضرت زينب را طلب كرد و ببوسيد و فرمود وصيت مىكنم حاضرين را و غائبين را كه اين دختر را بحرمت پاس بداريد همانا وى بخديجهء كبرى ( ع ) مانند است . و در كتاب بحر المصائب از كتاب رياض المصائب آورده است كه چون صديقهء كبرى عليها سلام بزينب حامله گرديد روز تا روز بسموم هموم و اقسام غموم و انواع و اسقام و آلام دچار بود چون تولد يافت حضرت امير المؤمنين ( ع ) بحجرهء طاهره در آمد در آن حال امام حسين عليه السّلام به خدمت پدر شتافته عرض كرد اى پدر بزرگوار همانا حضرت كردگار خواهرى به من عطا فرموده چون آن حضرت اين سخن بشنيد اشك از ديده باريد حضرت حسين از مشاهدهء اين حال ملال گرفت و اشك از ديده برخسار آورد عرض كرد اى پدر سبب اين گريه و اندوه چيست فرمود اى روشنى ديده زود باشد كه بر تو معلوم گردد اين بود تا جبرئيل از جانب رب جليل بر پيغمبر نازل گرديد عرض كرد يا رسول اللّه اين دختر را زينب بگذار آنگاه جبرئيل گريان گرديد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيد سبب اين گريه چيست عرض كرد همانا اين دختر از آغاز زندگانى تا پايان روزگار در اين سراى ناپايدار بىرنج و عنا و درد و بلا نخواهد زيست كاهى به درد مصيبت تو مبتلا و گاهى در ماتم مادرش و گاهى در مصيبت پدر و گاهى به درد فراق برادرش حسن مجتبى عليه السّلام دچار خواهد بود و از اين جمله فزون‌تر بمصائب كربلا و نوائب دشت نينواى گرفتار