شيخ ذبيح الله محلاتى

82

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

دادم زينب و كلثوم و حسن و حسين و فضه را كه بيائيد و بار ديگر توشه از لقاى مادر برداريد كه اين آخرين ملاقات است و ديدار ديگر بقيامت خواهد بود چون حسنين ناله‌كنان خود را به روى نعش مادر افكندند و خروش برآوردند كه وا حسرتاه هرگز آتش حرمان جد ما محمد مصطفى و مادر ما فاطمه زهرا از قلب ما فرو نخواهد نشست اى مادر حسنين هرگاه جد ما را ملاقات كردى سلام ما را به دو برسان و بگو كه ما را در دنيا يتيم گذاشتى امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد خدا را شاهد و گواه مىگيرم كه فاطمه بناليد و دستها بكشيد و حسن و حسين را به سينه چسبانيد اين وقت هاتفى از آسمان ندا در داد كه يا ابا الحسن برگير ايشان را كه فرشتگان آسمانها بگريه درآمدند و مشتاق است دوست مر دوست را لا جرم آنها را از روى سينه فاطمه برداشتم و او را در جامهء زبرپوش درپيچيدم . شعر على چون جسم زهرا را كفن كرد * شقايق را نهان در ياسمن كرد دو نور ديده‌اش از ره رسيدند * بزارى جانب مادر دويدند كه اى مادر يتيمانت به برگير * ز رأفت جوجهايت زير پر گير چه شد كاينك دلت از ما رميده * چرا افكنده‌اى ما را ز ديده خود افكندند بر آن جسم رنجور * عيان شد معنى نور على نور ز عشق روى آن دو ماه پاره * بيامد در بدن روحش دوباره بغل بگشود در آغوششان برد * چنان ناليد كز سر هوششان برد در اهل آسمانها و كروبين * فغان برپاست از اين اشك خونين كه ناگه ز آسمان آمد ندائى * كه اى والى ملك كبريائى ز شاخ گل بكن دور اين دو بلبل * كه از افغانشان افتادهء غلغل بالجمله أمير المؤمنين عليه السّلام فاطمه را روي دست حمل داد و متوجه قبر رسول خدا گرديد و بعد از صلوات و سلام عرض كرد اينك فاطمه دختر تو است و اين وديعه و رهينه بسوى تو بازگشت آه از فراق تو يا رسول اللّه آه از فراق دختر تو فاطمه زهرا از اين