شيخ ذبيح الله محلاتى
68
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
منه و اللّه جددت على مصيبة رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم و قد عظم فقدك فانا للّه و انا اليه راجعون من مصيبة ما أفجعها و آلمها و أمضها و أحزنها هذه و اللّه مصيبة لا عزاء لها و رزية لا خلف لها ثم بكيا جميعا ساعة و اخذ على رأسها و ضمها الى صدره ، ثم قال : اوصنى بما شئت فانك تجدينى فيها امضى كما امرتينى به و اختار أمرك على أمري ) اين وقت فاطمه عرض كرد اى پسر عم من نفس من خبر مرك به من مىدهد و نگرانم كه ساعتى بيشوكم با پدر پيوسته شوم اكنون وصيت مىكنم ترا به آنچه در خاطر خويش نهفته مىدارم على عليه السّلام فرمود اى دختر رسول خدا وصيت كن به آنچه مىخواهى و در بالاى سر فاطمه بنشست و خانه را از بيگانه بپرداخت و بجز على و فاطمه كسى بجاى نماند آنگاه عرض كرد اى پسر عم هرگز از در كذب من با تو عهدى و پيمانى استوار نكردم و جز طريق وفا نپيمودم و در اين مدت معاشرت من با تو جز مؤالفت و مودت به راه مخالفت نشتافتم على عليه السّلام فرمود معاذ اللّه تو داناترى به راه خدا و نيكوكارترى و پرهيزكارترى و گرامىترى و از آن بيشتر از خداى ترسندهئى كه من بتوانم ترا بمخالفت خود توبيخ نمايم گرانست بر من مفارقت تو و فقدان تو جز اين نتواند بود كه از اين امر گريزى نيست سوگند با خداى كه تجديد كردي بر من مصيبت رسول خدا را و عظيم شد بر من فقد و فراق تو ، انا للّه و انا اليه راجعون ، ازين مصيبت دردناكتر و غمناكتر و سوزناكتر و اشد حزنا ديده نمىشود به خدا قسم مصيبتى است كه هيچ تسليتى افاقت كار او نخواهد كرد و رزيتى است كه همانند آن ازينپس اقامت نخواهند نمود پس على مرتضى و فاطمة زهرا سلام اللّه عليهما ساعتى سخت بگريستند على عليه السّلام سر فاطمه را در بر گرفت و به سينه مبارك چسبانيد آنگاه فرمود بهرچه مىخواهى وصيت مىكن بدانچه قضا كنى امضا فرمايم و امر ترا بر امر خويش مقدم مىدارم امير المؤمنين در آنوقت اين اشعار را قرائت فرمود . و ان حياتي منك يا بنت احمد * باظهار ما اخفيته لشديد و لكن لامر اللّه تعنوا رقابنا * و ليس على امر الاله جليد أ تضرعنى الحمى لديك و اشتكى * اليك و ما لي للرجال نديد