شيخ ذبيح الله محلاتى

58

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و ابن ابي الحديد در جلد 4 ص 104 گفته اوصت فاطمة بان تدفن ليلا حتى لا يصلى الرجلان عليها و صرحت بذلك و عهدت فيه عهدا و از عبارت صحيح بخاري كه معاذ اللّه در نزد اهل سنت تالى قرآن است بكمال وضوح ظاهر شد كه فاطمهء از دنيا رفت در حالتي كه غضبناك بود بر ابى بكر و در مدة حيوة خود از ابى بكر مهاجرت داشت و اين مهاجرت فاطمه سلام اللّه عليها از ابي بكر دليل سلب اسلام او است چه جاى استحقاق خلافت زيراكه در همين صحيح بخارى مرويست ( لا يحل لمسلم ان يهجر اخاه فوق ثلاثة ليال ) پس اگر فاطمه ابو بكر را مسلمان مىدانست چگونه در مدت حيوة خود از او هجرت مىفرمود اكنون حضرات اهل سنت اگر جوابى كه قابل قبول باشد داريد بفرمائيد و اگرنه بدانيد كه عمر خود را در ضلالت و گمراهى تباه نموديد و سيد على همداني شافعي كه از معتبرين و موثقين اهل سنت است در كتاب مودة القربي در مودة ثالث عشر اين روايت را نقل كرده ( روى آن سلمان قال قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم يا سلمان من احب فاطمة ابنتى فهو فى الجنة معي و من ابغضها فهو فى النار يا سلمان حب فاطمة ينفع فى مائة من المواطن أيسر من تلك المواطن الموت و القبر و الميزان و المحاسبة فمن رضيت عنه ابنتى فاطمة رضيت عنه و من رضيت عنه رضي اللّه عنه و من غضبت عليه ابنتى غضبت عليه و من غضبت عليه غضب اللّه يا سلمان ويل لمن يظلمها و يظلم بعلها و ويل لمن يظلم ذريتها و شيعتها . انتهى ) اين روايت سراسر آيت از آن بصراحت معلوم مىشود كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم از ظلم و ستم ظالم بر جناب امير المؤمنين و فاطمه زهرا و ذريه و شيعه او خبر داده و دعاي بد در حق آنها فرموده و غضب آن مخدره را مستلزم غضب خود كه مستلزم غضب الهى است ارشاد كرده بنا بروايات كتب معتبره اهل سنت ثابت شد كه شيخين مغضوب درگاه الهى و مورد نفرين سيد بشر خواهند بود .

--> ابى الحديد در جلد چهارم شرح نهج البلاغة ص 93 از طبع مصر از طرق متعددة ذكر كرده مثل عايشه و زهرى و عروة و ابو عبد اللّه محمد بن عمران المرزبانى و ابو بكر جوهرى در كتاب سقيفه بنا بر نقل ابن ابى الحديد و عبد اللّه بن مسلم بن قتيبة در السياسة و الامامة و مسعودى در اخبار الزمان و غير آنها همه نقل كرده‌اند آنچه را كه در صحيح بخارى مذكور است از عدم رضايت فاطمه از شيخين