شيخ ذبيح الله محلاتى
59
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
عيادت عباس بن عبد المطلب از فاطمه ( ع ) شيخ طوسى در امالي حديث كند كه چون مرض فاطمه عليه السّلام شديد شد عباس بن عبد المطلب از براى عيادت آن حضرت بدر خانه آمد عرض كردند مرض فاطمه سنگين شده است و كسى بر او وارد نمىشود عباس به خانه خود مراجعت كرده غلام خود را به خدمت امير المؤمنين عليه السّلام فرستاده و او را فرمود به خدمت پسر برادرم على عليه السّلام بگو كه عموى تو شما را سلام مىرساند و مىگويد همانا فروگرفت مرا غم و اندوه از براى بيمارى فاطمة جيبه رسول خدا و قرة العين او و روشنى چشم من چنان مىدانم كه اول كسى باشد كه با رسول خدا پيوسته شود و رسول خدا او را برگزيد و نيكو بداشت و تقرب داد همانا خداى نكرده اگر روزگار او به آخر رسيده باشد جان من فداى تو باد من مهاجر و انصار را انجمن كنم تا حاضر شوند و اجر خويش دريابند و بر او نماز گذارند و اين جمال دين است . ( فقال على عليه السّلام لرسوله ابلغ عمي السّلام و قل له لا عدمت اشفاقك و تحيتك و قد عرفت مشورتك و علمت فضل رأيك إن فاطمة بنت رسوله اللّه لم تزل مظلومة و من حقها ممنوعة و عن ميراثها مدفوعة لم تحفظ فيها وصية رسول اللّه و لا روعى فيها حقه و لا حق اللّه عز و جل و كفي باللّه حاكما و من الظالمين منتقما و انا اسألك يا عم ان تسمح لى برد ما اشرت به فانها وصتني بستر امرها . آن حضرت برسول عمويش عباس فرمود عموى مرا از من سلام برسان و خدمتش عرض كن من مراحم شما را در بوته نسيان نگذارم و شفقت شما را هرگز فراموش نكنم مشورت شما را شناختم و نيكوئى رأى شما را دانستم همانا فاطمه دختر رسول خدا بعد از وفات پدر مظلومه شد و از حق خود ممنوع گرديد از ميراث پدرش دفع دادند و وصيت رسول خدا را دربارهء او رعايت نكردند و حفظ حرمت او ننمودند همانا كافى است حكومت خداى عز و جل در فرداى قيامت كه از ظالمين بر فاطمه انتقام