شيخ ذبيح الله محلاتى

57

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

يا طعن بر ابى بكر و بطلان خلافت او يا بر عثمان بن عفان . و عاشرا فاطمة از دنيا رفت و بر شيخين غضبناك بود پس كلام ابراهيم رفاعى بغدادى معاصر كه در رساله ( رشاد إلى اتحاد ) گفته غلط محض و افتراى بحت است و آن كلام اين است كه هنگامى كه حقير مجاور عسكريين ( ع ) در سرمن‌راى بودم يك نفر از اهالى سامره اين رساله رشاد را بحقير داد ديدم در حقيقت دعوت إلى النفاق و الافتراق است در صفحه دوم آن به اين عبارت نوشته بود : « نعم فاطمة اغبرت منهما ثم رضيت » يعنى بلى فاطمه يك غبار ملالي از ابو بكر و عمر بر او تارى شد ولى پس از آن از آنها راضى و خشنود شد نمىدانم اين ناصبى اين دروغ را از كجا آورده و چگونه جرئت كرده كه چنين افترائى را بغالب بريزد با اينكه كتب معتبره سينه مشحون است كه فاطمه از دنيا رفت و بر شيخين غضبناك بود . در صحيح بخارى در كتاب مغازي باب غزوة خبير ص 453 از طبع سنهء هزار دويست و هفتاد دو بسند خود از عايشه چنين نقل كرده : ان فاطمة بنت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم ارسلت إلى ابي بكر تسأله ميراثها من رسول اللّه مما افاء اللّه عليه بالمدينة و فدك و ما بقى من خمس خبير الى ان قال : فابى ابو بكر ان يدفع الى فاطمة منها شيئا فوجدت ( اى غضبت ) فاطمة على ابى بكر فى ذلك فهجرته فلم تكلمه حتى توفيت و عاشت بعد النبى ستة اشهر و لما توفيت دفنها زوجها على ليلا و لم يؤذن بها ابا بكر ( انتهى موضع الحاجة ) و ايضا در صحيح بخارى در كتاب خمس گفته فغضبت فاطمة رضى اللّه عنها عن ابي بكر و هجرته و لم تزل مهاجرة حتى توفيت « 1 »

--> ( 1 ) و ابن حجر در عسقلانى فتح البارى شرح صحيح بخارى و سائر شراح بخارى همه نقل كرده‌اند و در جزو سوم صحيح مسلم در باب جهاد ص 72 و احمد بن حنبل در جلد اول مسند ص 9 و على متقى در كنز العمال در فروع اول فصل دوم من الباب الثانى من كتاب الامارة و على بن برهان الدّين حلبى شافعى در جزاء ثالث كتاب انسان العيون فى سيرة الامين و المامون كه معروف بسيره حلبيه است در ص 399 از طبع ثانى مصر و شيخ عبد الحق دهلوى در ترجمه مشكاة در كتاب جهاد در فصل ثالث باب الفيء و در جامع الاصول در فصل ثالث از كتاب مواريث در حرف فاء و طبرى در تاريخ خود در حوادث سنهء حادى عشر از هجرت ص 202 از طبع اول و ابن -