شيخ ذبيح الله محلاتى

50

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

لو ذكر هذا لنا ابو الحسن من قبل ان نبرم العهد و نحكم الامر لما عدلنا منه الى غيره » فقالت فاطمة اليكم عنى فلا عذر بعد تعذيركم و لا امر بعد تقصيركم . گفتند اى سيدهء زنان عالم اگر على بن ابى طالب قبل از اينكه ما با ابو بكر دست بيعت فرادهيم و پيمان متابعت محكم كنيم ابو الحسن حاضر بودى و اين كلمات بفرمودى يك‌تن سر از اطاعت و متابعت او بيرون نكردى فاطمة فرمود دور شويد از من چندين سخن كردن واجب نيفتاده همانا حجت بر شما تمام كردم يعني به مسجد آمدم و چندانكه توانستم از شما نصرت طلب كردم به من اعتنائى نكرديد فعلا امرى بشمار جوع نكنم بعد از اينكه شما را مقصر يافتم و اين عذرهاى بدتر از گناه چارهء تقصير شما نكند ديگر امرى و حكمى نيست بعد از اتمام حجت رفتن ابو بكر و عمر بعيادت فاطمة ( ع ) ( نا ) بعد از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم چند كه فاطمة سلام اللّه عليها زنده بود هيچ آفريده اى او را خندان نديد روز و شب با خاطرى كئيب قرين ناله و عويل بود مشايخ مدينه انجمن شدند به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام آمدند و عرض كردند با ابا الحسن گريهء فاطمه از بامداد بشامگاه و از شامگاه تا بامداد پيوسته است نه در شب خواب بر ما گواراست و نه در روز اكتساب معاش بر ما مهنا ، مسئلت ما اين است كه فاطمه يا در روز بگريد شب آرام باشد يا شب را بگريد روز آرام باشد در پاسخ فرمود حبا و كرامة آن حضرت پيغام مردم مدينه را بفاطمة رسانيد در جواب عرض كرد كه چه بسيار اندك است مكث من در ميان ايشان و چه بسيار نزديك است دور شدن من از ايشان به خدا قسم شب و روز بر پدر مىگريم چند كه با او پيوسته شوم . مرا بمردم شهر مدينه كارى نيست * دلم گرفته اين گريه اختيارى نيست بگو بخلق كه زهرا گذشت از دنيا * همين دو روز ديگر هست ميهمان شما على مرتضى فرمود اى دختر رسول خدا آنچه مىخواهى مىكن پس امير المؤمنين از براى فاطمه بيتى بنيان كردند و بيت الاحزان ناميدند هر روز بامداد حسن و حسين