شيخ ذبيح الله محلاتى
41
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
را گرفتند و غصب نمودند و بر خلاف كتاب خدا و سنت حضرت مصطفى كار كردند و چشم از تنزيل و تأويل اين كتاب آسمانى پوشيدند و آن نبود مگر به جهت كينهائى كه از على در دل داشتند كه رجال آنها را در بدر و احد بقتل رسانيده و شراره حقد و حسد خود را به اين خاموش كردند كه از على انتقام بكشند به غصب كردن حق او چون رسول خدا دنيا را وداع گفت تير آنها به نشان درآمد كينهاى خود را از مكنون خاطر خود ظاهر ساختند باران خونخواهى را بر سر ما فروفرستادند و ابواب فتنه را بروي ما باز كردند بدستيارى مفسدان و سخنچينان يكباره كمند ايمان را بگسيختند و زه ايمان را از كمان قلب قطع كردند و حفظ رسالت سيد المرسلين و كفالت امور مؤمنين را پشت پاى زدند از پس آنكه محفوظ داشتند فوائد خويش را از غرور دنيا و چون به مقصود نائل شدند دست از نصرت على مرتضى برداشته و چندانكه از آنها طلب نصرت كرد ناديده و ناشنيده گرفتند به جهت اينكه على مرتضى پدران آنها را كشته بود . عيادت دختر طلحة از فاطمه ( ع ) ( نا ) عايشه دختر طلحه بعد از وفات رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم روزى بر فاطمه زهرا برآمد او را گريان يافت عرض كرد پدر و مادرم فداى تو باد اين گريه و زارى از براى چيست ؟ ! فقالت أ تسأليني عن هنة حلّق بها الطائر و حفى بها السائر رفعت إلى السّماء أثرا و رزئت في الأرض خبرا إن قحيف تيم و احيول عدي جاريا أبا الحسن في السباق حتّى إذا تفرّيا في الخناق فأسرّا له الشنئان و طوياه الإعلان فلمّا خبئا نور الدّين و قبض النبيّ الأمين نطقا بفورهما و نفثا بسورهما و أدالا فدكا فيا لها كم من ملك ملك أنّها عطيّة الربّ الأعلى للنجيّ الاوفى و لقد نحلنيها للصّبية السواغب من نجله و نسلى و أنّها ليعلم اللّه و شهادة أمينه فإن انتزعا منّي البلغة و منعاني اللمظة فأحتبسها يوم الحشر و ليجدنّ آكلها ساعرة حميم في لظى جحيم . اللغة هنة مؤنث هن جمعه هنوات و هو الشر و الفساد - حلق من باب تفصيل بلند شدن مرغ است در پرواز - و حفى حفاءا من باب تعب أى مشى به غير نعل و منه حفى السائر أى كثر فى المشى