شيخ ذبيح الله محلاتى
409
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
شيطان گفت اى جبرئيل يك حرف از تو سؤال مىكنم بگو بدانم امشب چه واقع شده است در زمين . جبرئيل فرمود محمد كه بهترين پيغمبران است امشب متولد شده است . پرسيد كه آيا مرا در او بهره هست فرمود نه پرسيد كه آيا در امت او بهره دارم فرمود بلى ابليس گفت راضى شدم شاذان بن جبرئيل در كتاب فضائل خود روايت مىكند كه چون نه ماه از حمل آمنه گذشت با مادر خود بره گفت اى مادر مىخواهم داخل حجره شوم و بر مصيبت شوهر خود قدري بگريم و آبى بر آتش جانسوز خود بريزم مىخواهم كسى بنزد من نيايد . بره گفت اى دختر بر چنين شوهرى گريستن رواست و منع كردن از نوحه در چنين مصيبتى جفا است پس آمنه داخل حجره شد و شمعي افروخت و به شعلهاى آه جانگداز سقف خانه را بسوخت ناگاه او را در اين حال درد زائيدن گرفت و برجست كه در بگشايد هرچند جهد كرد در گشوده نشد پس برگشت نشست و از تنهائى وحشت عظيم بر او مستولى شد ناگاه ديد كه سقف خانه شكافته شد و چهار حوريه فرود آمدند كه حجره از نور روى ايشان روشن شد و بآمنه گفتند مترس بر تو باكى نيست ما آمدهايم كه ترا خدمت كنيم و از تنهائى دلگير مباش و آن حوريان يكى از جانب چپ و ديگرى از جانب راست و يكى از پيش روى و ديگرى از پشت سر آمنه نشستند پس آمنه مدهوش شد چون به هوش آمد ديد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در زير دامنش به سجده درآمده پيشانى نورانى بر زمين نهاده و انگشتهاى شهادت برداشته لا إله إلّا اللّه مىگويد آمنه مىفرمايد چون بر او نظر كردم او را طاهر و مطهر و سرمهكشيده و ناف بريده و ختنه كرده يافتم و نوري از روى مباركش ساطع شد و سقف خانه را شكافت در آن نور هر منظر رفيع و هر قصر منيع كه در حرم و اطراف جهان بود بديدم پس جبرئيل