شيخ ذبيح الله محلاتى

4

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و در موضوع فدك با آنها مناظره نمود و اقرار از آنها گرفت كه فدك مخصوص فاطمه است و آن را به بنى هاشم رد كرد . ياقوت حموى در ترجمهء فدك گويد در آن روز دعبل خزاعى اين شعر بگفت : أصبح وجه الزمان قد ضحكا * برد مأمون هاشما فدكا ( و عمر رضا ) كحاله در كتاب اعلام النساء در ترجمهء حضرت زهرا اضافه كرده كه بعد از مأمون متوكل تصرف كرد ، و بعد از متوكل پسرش منتصر رد كرد ، و اللّه العالم . سوم كافى است در تحقيق و ثبوت غاصب و ظالم بودن شيخين بعد از اغماض از أخبار متواتره در اين باب كلام بلاغت نظام أمير المؤمنين عليه السلام باعتراف جميع شراح نهج البلاغة از شيعه و سنى كه آن حضرت فرمود « كانت في أيدينا فدك من كل ما أظلته السماء فشحت عليها نفوس قوم و سخت عنها نفوس قوم آخرين و نعم الحكم اللّه » يعنى در دست ما بود فدك از آنچه آسمان بر آن سايه افكنده پس حسد بردند و بخل كردند گروهى و گذشتند از آن نفوس قوم ديگر كه آل محمد باشند و خداى خوب حاكمى است كه در قيامت بين ما و ايشان حكم خواهد فرمود . چهارم بعد از ثبوت عصمت فاطمه عليها السلام به آيه و روايت كه در ذيل آيهء تطهير چنانچه در جلد أول مفصلا بيان شد بر أبو بكر واجب بود كه هنگام دعواي فاطمه بدون شاهد و بينه فدك را رد كند پس ابو بكر يا جاهل بشأن نزول آيهء تطهير بود يا هم معاند و هم ظالم و در صورت جهل أمير المؤمنين او را تنبيه نمود و همچنين ام سلمه و ام أيمن كه بعد از اين بيان خواهد شد پس متعين است كه شيخين ظالم و معاند بودند بدون شبهه و دعواي فاطمه بأخبار أهل سنت ثابت و محقق است « 1 » در كتاب

--> ( 1 ) ياقوت حموى در معجم البلدان در ترجمه فدك و ابى داود سجستانى در صحيح خود و مسلم در صحيح خود در كتاب جهاد و حميدى در جمع بين صحيحين و صاحب جامع الاصول و محمد بن عبد الكريم شهرستانى در ملل و نحل در خلاف ثالث و نور الدّين سمهودى در كتاب وفاء الوفاء باخبار دار المصطفى و خواجه محمد پارسا در فصل الخطاب و ابن حجر در صواعق در دو موضوع و