شيخ ذبيح الله محلاتى
33
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
( يعنى صاحب دين و شرف و سعادت شديد ) ولى در پايان كار بعد از رسول اكرم ميراث اهل بيت را بغضب ما بين خود تقسيم كرديد و بار گناهان و معاصى را بسبب غصب كردن نحله و بخشش پيغمبر مختار بر پشت خود تنك بربستيد گويا نگرانم كه شما در ضلالت و كورى و لجاجت و عناد تردد مىنمائيد مانند تردد شتر آسيا كه با چشم بسته دور سنك آسيا گردش مىكند و چنان پندارد كه مسافتهائى طى كرده به خدا قسم اگر به چيزى كه شما به آن دانا نيستيد رخصت مىداشتم سرهاى شما را با شمشير برنده مىدرويدم مانند دروگرى كه با داس خود گندم و جو را درو مىكند و با ذو الفقار آبدار فرقهاى شما را مىشكافتم و وسعت زمين را بر شما تنك مىكردم شما خود مىدانيد و مرا كاملا از روز اول شناختهايد كه تباهى لشگرها و فناى عسكرها و كشنده جيوش شما و فرونشاننده خروش شما من بودم و پهلوانان شيرافكن و جوانان كوهكن را پايمال آجال مىنمودم و مانند جزارى كه حرص بر نحر شتر دارد من در ميدان قتال داد مردى مىدادم و شما در خانهاى خود ساكن و آرميده بوديد ، قسم بجان پدرم كه شما از راه بغض و حسد دوست نداشتيد كه خلافت و نبوت در خانواده ما بپايد شما هنوز از مبارزت و مناجزت غزوه بدر افسرده و از ثارات يوم احد پژمردهايد كه چرا صناديد قريش بدست من به خاك هلاك افتادند و شما هرگاه كينهاى بدر و احد را كه من خون مشركين را ريختهام متذكر مىشويد آتش خشم شما زبانه زدن مىگيرد به خدا قسم اگر آن عذاب و عقاب را كه خداوند براى شما مقرر داشته بر زبان آرم و پرده از روى كار بردارم از خوف و دهشت پهلوهاى شما درهم فرورود مثل فرورفتن دندانهاى گرداننده آسيا كه در حال آسيا كردن بهم مىفشارد ( كنايه از استيصال و نابود شدن است ) من با شما چگونه معامله كنم ) اگر از حق خود سخن بگويم مىگوئيد پسر ابو طالب بر ما حسد مىبرد و اگر ساكت نشينم مىگوئيد پسر ابو طالب از مرك ترسيد هيهات هيهات آيا در اين مقام چنين سخنى در حق من گفته مىشود بااينكه من آنكس باشم كه در غمرات مرك فروروم و در غلواى جنگ با دو نيزه و دو شمشير دادمردى مىدهم و صفها را درهم مىشكنم و شجاعان نامى را طعمه تيغ بىدريغ مىگردانم و رايات سپهسالار