شيخ ذبيح الله محلاتى
290
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
اى ام سلمه بشنو و گواه باش اينك على بن ابى طالب برادر من است در دنيا و آخرت . اى ام سلمه بشنو و گواه باش كه على بن ابى طالب وزير من است در دنيا و آخرت . اى ام سلمه بشنو و گواه باش كه على بن ابى طالب وصى و جانشين من است بعد از من و وفاكننده بوعدههاى من و راننده است دشمنان خود را از حوض كوثر اى ام سلمه بشنو و گواه باش كه على بن ابى طالب سيد و بزرك مسلمانان است و برگزيده و پيشواى متقيان است و كشانندهء مؤمنان است بسوى بهشت و كشندهء ناكثان و قاسطان و مارقان است . من گفتم يا رسول اللّه كيستند ناكثان فرمود جماعتى كه در مدينه با على بيعت كنند و در بصره بيعت او را بشكنند گفتم قاسطان چه كسانند فرمود اصحاب معاويه گفتم مارقان چه مردمى باشند فرمود كه خارجيان نهروان چون ام سلمه اين حديث را نقل كرد مولاى ام سلمه گفت خداى تعالى فرج بخشد ترا چنانچه مرا فرج بخشيدى و عقده از دل من گشودى به خدا سوگند كه ديگر على را سب نمىكنم هرگز و شيخ طوسى بسند معتبر از ثابت مولاي ابو ذر حديث كند كه گفت با لشكر امير المؤمنين حاضر شدم در جنك جمل چون عايشه را در پيش صف مخالفان ديدم شكى در دل من پيدا شد چنانچه بسيارى بر آن شك دچار شدند چون زوال شمس شد حقتعالى پردهء شك را از دل من برداشت و با لشكر امير المؤمنين مشغول جنك مخالفان شدم چون جنك بپاى رفت و بمدينه مراجعت كردم ام سلمه احوال از من پرسيد قصهء خود را بيان كردم فرمود نيكوكارى كردي كه شك را از دل خود بيرون كردى من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مىگفت على با قرآن است و قرآن با على است . و در بصائر الدرجات بسند معتبر از عمر بن ابى سلمه پسر ام سلمه روايت كرده است كه ام سلمه فرمود روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم على بن ابى طالب را در خانهء من نشانيد و پوست گوسفندى را طلبيد و بر على عليه السّلام املا مىكرد و على مىنوشت تا آنكه آن