شيخ ذبيح الله محلاتى
25
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
ابن حاتم الفقيه الشامي تلميذ المحقق الحلي فى كتابه ) ( الدر النظيم ) قال قالت ام سلمة حيث سمعت ما جرى لفاطمة المثل فاطمة بنت رسول اللّه أ يقال هذا القول هى و اللّه الحوراء بين الانس و النفس للنفس ربيت فى حجور الاتقياء و تناولتها ايدى الملائكة و نمت فى حجور الطاهرات و نشأت خير منشأ و ربيت خير مربى أ تزعمون ان رسول اللّه حرم عليها ميراثه و لم يعلمها و قد قال اللّه تعالى وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ أ فأنذرها و خالفت امر ابيها و جاءت تطلبه و هى خيرة النسوان و ام سادة الشبان و عديلة مريم بنت عمران تمت بابيها رسالات ربه فو اللّه لقد كان يشفق عليها من الحر و القر و يوسدها بيمينه و يدثرها بشماله رويدا و رسول اللّه بمرأى منكم و على اللّه تردون واها لكم فسوف تعلمون ) ( فحرمت ام سلمة عطاها فى تلك السنة ) خلاصه فرمايش ام سلمه اين است كه مىفرمايد چون شنيدم ماجراي فاطمه را با ابو بكر و اتباع او گفتم آيا سزاوار است كه اينگونه سخنها دربارهء فاطمه گفته شود و با وى چنين معامله بشود به خدا قسم فاطمه انسيه حوراء باشد و او نفس پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم است در دامن پرهيزكاران و اتقياء پروريده شده و دستهاى ملائكهء او را برداشته و در برگرفته و در دامن زنان طاهره و مطهره آرميده نيكو نشو و نما كرده و نيكو تربيت و ادب يافته شما گمان مىكنيد كه رسول خدا او را از ارث خودش محروم كرده باشد و به او ابلاغ و اعلام نكرده و حال آنكه خداوند مىفرمايد ( وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ) يا آنكه گمان مىكنيد كه رسول خدا او را انذار كرده ولى فاطمهء مخالفت كرده پدر بزرگوار خود را و حال آنكه فاطمه بهترين زنان و مادر سيد جوانان و قرنيهء مريم دختر عمران مىباشد پدر او ختم پيغمبران است كه بواسطهء او رسالات خداوند تمام كرديد به خدا قسم كه رسول خدا فاطمه را از سرما و گرما محافظت مىنمود و دست راست خود را در زير سر او متكا مىكرد و با دست چپ خود او را مىپوشانيد هان اى گروه آهسته باشيد كه شما در منظر رسول خدائيد و شما را مىبيند ورود شما بر خداوند جليل است اى واى بر شما كه عنقريب مرجع و بازگشت خويش را بدانيد ! ، گويند كه در آن سال عطاى ام سلمه را ابو بكر قطع كرد براى اين حرفها ، پس اگر حديث نحن معاشر الانبياء حظى از صحت مىداشت مثل ام سلمه او را تكذيب نمىكرد .