شيخ ذبيح الله محلاتى
232
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
خانهء خديجه كرد و چون بدر خانه آمد كنيزكان بشارت قدم مباركش را به خديجه بردند خديجه با پاى برهنه از غرفه به زير آمد چون در بگشودند آن حضرت فرمود السلام عليكم يا اهل البيت خديجه گفت گوارا باد ترا سلامتى اى روشنى چشم من رسول خدا فرمود بشارت باد ترا كه مال تو بهسلامت رسيد خديجه گفت سلامتى شما از بهر من بشارتى كافي است و تو در نزد من گرامىتر از دنيا و هرچه در او است پس اين اشعار بسرود . جاء الحبيب الذى اهواه من سفر * و الشمس قد اثرت في وجهه اثرا عجبت للشمس من تقبيل و جنة * و الشمس لا ينبغى ان تدرك القمرا حافظ گويد : امروز مبارك است فالم * كافتاد نظر بر آن جمالم الحمد خداى آسمان را * كاختر بدر آمد از وبالم امروز بديدم آنچه دل خواست * از آنچه نخواست بدسكالم استقبال خديجه از رسول خدا و مراجعت دادن او را بسوى قافله چون خديجه با پاى برهنه براى استقبال رسول خدا بدر سراى دويد و اشعار مذكوره بسرود گفت اى نور ديده كاروان را در كجا گذاشتى آن حضرت فرمود در جحفة گفت چه وقت از ايشان جدا شدى فرمود ساعتى بيش نباشد همانا خداوند متعال از بهر من زمين را درهم نورديد و راه را نزديك فرمود اين نيز بر عجب خديجه بيفزود و سرور او افزون گشت . پس عرض كرد اى نور ديده خواهش دارم كه مراجعت فرمائى و با قافله تشريف بياوريد و از اين سخن قصد آن داشت كه آيا آن قبه دوباره فرود خواهد شد يا نه پس مقداري خوردنى و مشگى از آب زمزم از بهر زاد آن حضرت مهيا كرد پس رسول