شيخ ذبيح الله محلاتى
23
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
آوريد پس ابو بكر بعمر گفت كه اين از مشورت شوم تو است . اما سند اين قصه اشهر از آن است كه محتاج بذكر باشد ابن ابي الحديد در ج 3 شرح نهج البلاغة ص 284 از طبع مصر مفصلا اين قصه را نقل كرده و سيد عقيلى در جلد ثاني كفاية الموحدين از بلاذرى و حسن بن صالح و وكيع و عباد و سفيان ثورى و عوفى و زفر تلميذ ابي حنيفه و خالد بن عبد اللّه قيصرى و ابو بكر بن عياش و شريك بن عبد اللّه و ابو يوسف قاضى و ابن الحى و صاحب كتاب صراط المستقيم و صاحب شرح وقايه و انصارى شافعى و ابو المعالى جوينى و قفال مروزي و ابن حماد و ديگران همه نقل كردهاند بلكه قاضي ابو يوسف باسانيد متعدده نقل كرده و ابن الحى كه از قضاة عامه است روايت كرده و گفته كه ابو بكر كرد و تمام نكرد و خالد بن عبد اللّه قيصري ناصبى بر بالاى منبر گفت كه اگر در ابو تراب خيرى بود ابو بكر بقتل او فرمان نمىداد ! ! ! و ابن ابى الحديد گويد از استاد خود ابو جعفر نقيب سؤال كردم از حكايت خالد جواب گفت كه قومى از علويين اين حديث را نقل مىكنند و آنكه شخصي آمد از زفر بن هزيل كه هميشه مصاحب ابو حنيفه بود و از شاگردان او محسوب مىشد سؤال كرد از فتواى ابو حنيفه كه جائز است خروج از نماز بدون سلام به آنكه كلام يا فعل كثيرى از او صادر بشود ؟ زفر بن هزيل گفت جائز است زيراكه ابو بكر در تشهد خود گفت آنچه گفت سائل گفت مگر ابو بكر چه گفت ؟ زفر گفت ترا نمىرسد كه تحقيق اين مسئله بنمائى سائل اصرار كرد زفر گفت او را از من دور كنيد كه همانا اين مرد از اصحاب ابى الخطاب است ابن ابي الحديد گويد من از استاد خود سؤال كردم كه تو در اين باب چه مىگويى ؟ گفت : من از خالد اين را بعيد نمىدانم نظر به شجاعتى كه داشت و كينه على هم در دل او بود لكن از ابو بكر بعيد مىدانم گفتم : آيا خالد قادر بر قتل على بن ابى طالب بود ؟ گفت : بلى چرا قدرت نداشته باشد و حال آنكه خالد شمشيرى در گردن داشت و على سلاحي با خود نداشت و ابن ملجم بىخبر او را شهيد كرد و خالد از ابن ملجم شجاعتر بود ، بعد از آن مىگويد من اصرار كردم در حديث خالد از كيفيت آن و لفظ آن نقيب اين مصراع را خواند :