شيخ ذبيح الله محلاتى
226
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
خطاب كرد كه منزلت محبوب مرا نزد خداى متعال دانستيد در آنوقت اين اشعار بگفت . بدا النور من وجه النبى فاشرقا * و أحيا محبا بالصبابة محرقا و ابرى عيونا قد عمين من البكاء * و اصبح من سوء المكاره مطلقا آنگاه فرمود اى فرزندان اگر اين پيغمبر مبعوث در ميان اين گروه است در زير اين درخت فرود خواهد شد كه بسيار از پيغمبران در اينجا فرود شدند و اين شجر كه از عهد عيسى تاكنون خشك باشد بارور خواهد گشت و از اين چاه كه بسيار وقت است خشك مانده است آب خواهد جوشيد بالجمله زمانى دير نيامد كه كاروانيان دررسيدند و گرد آن چاه فرود آمدند و چون آن حضرت تنها مىزيست بيك سوي شده در زير درخت فرود شد در حال درخت سبز و خرم گرديد و ميوه برآورد پس برخواست بر سر چاه آمد و چون چاه را خشك يافت آب دهان مبارك در آن افكند در زمان پرآب گشت چون راهب اين بديد گفت اى فرزندان مطلوب من حاصل گرديد چندانكه توانيد از خورش و خوردنى آنچه لايق هست فراهم كنيد پس چند تن از رهبانان را بسوى قافله فرستاد كه ايشان را دعوت فرمايد و گفت سيد اين طائفه را بگوئيد كه پدر ما سلام مىرساند و مىگويد كه وليمه از براى شما كردهام و چنان مىخواهم كه بطعام من حاضر بشويد چون رسول راهب بميان كاروان آمد چشمش بر ابو جهل افتاد پيغام راهب را بگذاشت ابو جهل بنك برداشت كه اى گروه راهب از بهر من طعامى كرده است بر سر خان او حاضر شويد . گفتند حراست مال و منزل با كه خواهد بود گفت با محمد امين پس آن حضرت را گذاشتند و بدير راهب درآمدند و فليق مقدم ايشان را بزرك شمرد و سفرهء طعام بگسترانيد در آنوقت راهب درآمد و كلاه برگرفت و نظر بسوى حاضرين از روى تأمل كرد و هيچيك را با آن نشان كه دانسته بود برابر نيافت پس كلاه بيفكند و بنك برآورد كه وا خيبتاه و اين شعر بگفت . يا اهل نجد تقضى العمر فى اسف * منكم و قلبى لم يبلغ امانيه يا ضيعة العمر لاوصل ألوذ به * من قربكم لا و لا وعد ارجيه