شيخ ذبيح الله محلاتى

219

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

پس كاروانيان از آنجا حركت كردند چون بجحفة الوداع رسيدند و آن در شش‌منزلى مكه است و ميقات اهل مصر و شام است و از آنجا تا بغدير خم دو ميل است بالجمله مطعم بن عدى گفت اى گروه قافله شما را سفرى دراز در پيش است و از اينجا تا شام شعاب ترسناك و موارد خطرناك و وادىهاى سهمناك فراوان باشد از بين مردم يك‌تن را بر خود امير كنيد و بصلاح و صواب ديد او باشيد تا در ميانه منازعتى با ديد نيايد جملگى اين راى را استوار داشته‌اند و او را تحسين كردند پس بنى مخزوم گفتند ما ابو جهل را قائد خويش دانيم و بنى عدى مطعم را اختيار كردند و بنو النضير نضر بن حارث را برگزيدند و بنى زهره اجنحة بن جلاح را امير دانسته‌اند و بنو لوى ابو سفيان را پسنده داشتند ميسره گفت ما جز محمد بن عبد اللّه كسى را بر خود مقدم نداريم و بنى هاشم با او هم‌داستان شدند ابو جهل چون اين بشنيد تيغ بركشيد و گفت اگر شما محمد را بر خود مقدم داريد من اين تيغ را بر شكم خود نهم و چنان فشار كنم كه از پشتم سر بدر كند حمزة عليه السّلام شمشير برآورده و گفت اى زشت‌كردار ناكس تو ما را از كشتن خود بيم مىدهى قسم به خدا نمىخواهم مگر آنكه هر دو دست و پاى تو قطع شود و ديدگان تو كور گردد رسول خدا فرمود ( اغمد سيفك يا عماه و لا تستفتحوا سفركم بالشر دعوهم يسيرون اول النهار و نحن نسير آخره ) بگذار تا ايشان اول روز حركت بنمايند و ما در آخر روز حركت مىنمائيم و در هر حال قريش مقدم باشند پس ابو جهل با مردم خود از بنى هاشم بيك سوي شدند پس كاروان بدين‌گونه كوج دادند و چند منزل بپيمودند تا آنكه بوادى امواه رسيدند در آنجا فرود شدند . نزول قافله بوادى الابواء و جريان سيل بناگاه رسول خدا سحابى متراكم بديد فرمود من بدين قوم از جنبش سيل بيم دارم صواب آنست كه از اين وادى بدامن كوه كوج دهيم عباس عرض كرد كه فرمان تراست پس آن حضرت حكم داد تا در ميان كاروان ندا در دادند كه اموال و اثقال خود را بدامن