شيخ ذبيح الله محلاتى
190
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
از جور عمر داد كان ثانى شداد از آتش بيداد بر خانه شرر زد * شد زلزلهآئين بر خيل نبيين او را لگد از كين آن دم كه عمر زد آن كفر مجسم در ظلم پسر عم آتش به دو عالم از آتش در زد * با حال فكارش با جسم نزارش بر سينه شرارش از قتل بسر زد تا عمر بسر رفت با سوز جگر رفت پس سوى پدر رفت با شدت اشواق و له ايضا مر مرا سينه سينا گرديد * دل بطور احديت شد و موسى گرديد نه همين معجز موسى يد و بيضا گرديد * تا مرا دل زهر زهرهء زهرا گرديد مهبط نور دل و نايرهء جان دل است * رق منشور دل و خانه معمور دل است عصمتش حاجب وهم است و مرا نيست رهى * كه سوى دفتر مدحش بنمايم نگهى هيجدهساله مهى بعد پيمبر دو مهى * ماند باقى و چها ديد نه جرم گنهى بر در خانهء او آتش بيداد زدند * تيشه بر ريشهء اسلام ز بنياد زدند نيلى از سيلى جورش رخ زيباست هنوز * شرر نالهاش اندر دل خار است هنوز ز در خانهاش آتش بثرياست هنوز * اثر خستگيش ظاهر از اعضا است هنوز چه خطا كرد و چه تقصير چه جرم و چه گناه * كه پديدار شد اين حادثه سبحان اللّه رسن اندر گلوى شير خدا افكندند * لرزه در منبر و محراب دعا افكندند آه از آن قائمه دين كه ز پا افكندند * ز جفا زلزله در عرش علا افكندند سامرى را چه محل منبر پيغمبر شد * ناله تا عرش خداوند ز منبر برشد بود بىطاقت و بىتاب ز هجران پدر * دشمنش درب سرا سوخت چه افروخت شرر پهلويش را بشكستهاند چه از تختهء در * محسنش سقط شد و كرد روي خاك مقر اين همان طفل صفير است كه روز سئلت * عرش را گيرد و گويد بچه جرمى قتلت