شيخ ذبيح الله محلاتى
176
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بالجمله اخبار در اين باب بسيار است و در كتب شيعه و سنى چندين مرتبه از حد تواتر گذشته خوب است مردمان ثروتمند اندكى به هوش بيايند و ذرارى پيغمبر خود را نگذارند جلباب ذلت و سؤال و گدائى در پوشند و وصيتهاى رسول خدا را در حق ايشان عملى نمايند سبحان اللّه جماعتى كه خود را در صف متدينين مىدانند از پس ترين مال خود مقدار قليلى كه وافى بعشر مخارج سائل كه سيادت و ديانت او مسلم است در نزد او و خطوط علما را نيز بشفاعت آورده مىدهد و گمان دارد بر شافع روز جزا خاتم الانبياء منت عظيم دارد با اينكه الوف از حقوق سادات در نزد آنها است و هيچ از حال سادات عفيف شريف و طلاب علوم دينيه كه نور علم مانع ايشان است از انس به غير آن پرسش نمىكند چه بسيار سادات ذىشأن كه آسمان از نور آنها روشن از بيچارگى در پيچوتاب و از سوز گرسنگى و آه و نالهء اطفال خورد كباب و ممنوع از لذت خواب نه در وقت حدت گرما قدرت بر ميوه و سردابى دارند و نه در شدت سرما راهبر به لباس نافعى و مكان مناسبى هستند و چه بسيار انواع ميوهجات و غير آنكه بيايد و برود و براى آنها حظى جز ديدن نباشد و چه بسيار از حملهء كتاب و سنت و حفظهء شرع و ملت كه نوربخش آسمان و زمين هستند چه شبها و روزها كه به آنها بگذرد و سهمى جز مقدارى كه نميرند بيشتر بدست آنها نيايد چه دلها كه از حسرت نداشتن كتاب سوخته و كباب و چه چشمها كه از تصور عجز از اكتساب شبها بيدار و پرآب تاجوران دين كه بر تارك آنها افسر هدايت گذاشتهاند در انظار خار و بىمقدار بنگرند و به قدر يك فاجر با ثروت و تاجر بىملت اعتنا نكنند و اگر اتفاقا يك تاجر با ثروتى در مقام بذل مال و اصلاح حال برآيد چندان عيار به لباس اخيار و چندان مكار به صورت ابرار جلوهگر شده كه درهمى از هزار و حبهاى از خروار به محل محبوب خداوند نمىرسند و اين نيست مگر از جهت حرمت مال آنها و فساد نيت ايشان و عدم علم برسوم انفاق و شرائط آن و حقير در اين مقام نخواستم در موضوع علماء و طلاب علوم دينيه صحبتى كرده باشم كلام در تجليل ذريهء فاطمه سلام اللّه عليها است راجع بسرپرستى عموم فقرا را در كتاب ( كشف الغرور ) مقدارى اشاره كردهام و آنچه در