شيخ ذبيح الله محلاتى
177
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
اين مقام ذكر شد عشر عشير آن از براى تنبيه و بيدارى غافلين كافى و وافى است بهتر اين است كه در اينجا سخن را كوتاه كنيم در ذكر جملهاى از قصايد در مناقب و مراثى فاطمه ( ع ) در جلد اول اين كتاب بسيارى از اشعار امراء كلام را در مناقب و مراثى فاطمه ضبط نموديم باز بمزيد تحصيل اجر و ثواب به پارهء ديگر از مناقب و مراثى سيدهء نساء اشاره مىشود . اثر طبع غافل چند قصيده از او در جلد اول سبق ذكر يافت در حقيقت از امراء كلام قرن رابع عشر است . از مژدهء ميلاد نبىزادهء اكرم * بزمى بنشاط آر از آن چهرهء گلفام تابان مهى از برج رسالت شده طالع * سعد اختر فرخندهپى و فاطمهاش نام آن پردهنشينى كه پس پرده اعزاز * بر حضرت او شخص جلال است ز خدام از بهر حفاظ حرم حرمت او چرخ * بردوخت ز شب پردهء زنبورى احرام گر عصمت او جلوهنما بد به تصور * از عكس حيا مىكند آئينهء اوهام دختر نه سزد گفتش از آنكه پدر راست * همچون ز حضانت بامم مادر اسلام دختر اگر اين است پس از جنس بشر نيست * ور هست بحوا و بآدم بود او مام از شعشعهء شمهء ايوان جلالش * هر صبح كند شمس و فلك نور همى وام اى مادر كونين كه در پرورش كون * بر دامن هستى همه را داده سرانجام ازبسكه بپروردن اين دودهء خاكى * كردى پدرى خصم تو شد مادر ايام مىخواست كز اتش بدهد خاك تو بر باد * باريد شرر بر در كاشانهات از بام آتش بدر خانهء مورى نفروزند * اى واى بسوزند در خانهء اسلام آن خانه نه بل مهبط جبرئيل امين بود * چون شد كه شد آتشكدهء فرقهء ظلام