شيخ ذبيح الله محلاتى
133
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
خثعميه مرا مانع مىشود و هودجى همانند هودج عروس براى فاطمه درست كرده ابو بكر بنزد اسماء آمده گفت جهت چيست كه عايشه را مانع شدى اسماء فرمود فاطمه مرا وصيت كرده كه كسى بر او وارد نشود ابو بكر گفت اين هودج چيست اسماء فرمود فاطمه در حال حيوة از من درخواست كرد كه چنين چيزي براى ستر حجم بدن او بسازم منهم به وصيت او عمل كردم ابو بكر گفت آنچه فرموده عمل كن و از پى كار خود رفت . و على بن عيسى اربلى مىفرمايد كه بعضى از اصحاب ما براى قاضى ابو بكر اين اشعار بسرود . يا من يسائل دائما * من كل معضلة سخيفه لا تكشفن مغطاء * فلربما كشفت جيفه و لرب مستور بدا * كالطبل من تحت القطيفه ان الجواب لحاضر * لكننى اخفيه خيفه لو لا اعتداء رعيته * القى سياسته الخليفه و سيوف اعداء بها * هاماتنا ابدا نقيضه لنشرت من اسرار آل * محمد جملا طريفة يغنيكم عمّا رداء * مالك و ابو حنيفة و اريتكم ان الحسين * اصيب فى يوم السقيفة ولاى حال لحدت * بالليل فاطمة الشريفة و لما حمت شيخيكم * عن وطى حجرتها المنيفة اوه لبنت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم * ماتت بغصتها اسيفة حكايت دهم علويهء شابه فخر المحققين سيد محمد اشرف سبط سيد الحكماء ميرداماد در كتاب فضائل السادات نقل مىفرمايد كه اسحاق بن ابراهيم طاهرى در عالم رؤيا رسول خدا را ملاقات كرد كه به او فرمود قاتل را رها كن با خوف و دهشت از خواب بيدار شد ملازمان خود را طلبيد گفت اين قاتل كيست و در كجاست گفتند حاضر است مردى است كه خود شهادت بر نفس خود داده است و اقرار بقتل كرده فرمان كرد او را حاضر كردند اسحاق به او گفت اگر راست بگوئى ترا رها خواهم كرد گفت دانسته و آگاه