شيخ ذبيح الله محلاتى
126
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
اموال مرا تماما غصب كرد و اميدوارم كه خداوند كفايت حال من بنمايد ( و صدوق در عيون اخبار الرضا قصهاى شبيه به اين را نقل كرده ولى هر دو قصه با هم فرق بسيار دارد و اللّه اعلم بالتعدد و الاتحاد . حكايت پنجم خواب مهدى عباسي ابن عبد ربه اندلسى مالكى در عقد الفريد نقل كرده كه مهدى عباسى خليفه در خواب ديد كه شريك قاضى روى از وى برتافت چون از خواب انگيخته شد اين خواب را با ربيع حاجب در ميان نهاد ربيع گفت كه شريك فاطمى مذهب است لا جرم بانو در راه مخالفت مىرود مهدى فرمان كرد كه شريك قاضى را حاضر بنمايند چون وارد شد گفت به من رسيده است كه تو فاطمى باشى شريك قاضى در پاسخ گفت پناهندهام ترا به حضرت خداوند كه تو فاطمى نباشى مگر از اين سخن دختر كسرا را قصد مىكنى گفت نه و اللّه قصد نكردهام مگر دختر محمد صلى اللّه عليه و آله و سلّم را شريك گفت آيا لعن مىكنى فاطمه دختر محمد را گفت معاذ اللّه هرگز مرتكب چنين امرى نشوم شريك گفت در حق كسى كه فاطمه را لعن كند چه گوئى مهدى گفت عليه لعنة الله شريك بعرض رسانيد كه اكنون لعن كنيد ربيع را ربيع گفت يا امير المؤمنين به خدا قسم من هرگز فاطمه را ناسزا نگويم شريك گفت اى بىباك ناپروا از چه روى بناشايسته سيدهء زنان عالميان و دختر سيد پيغمبران را در مجالس مردان ذكر مىكنى مهدى گفت پس تعبير اين خواب كه من ديدهام چيست شريك گفت خواب شما رؤياى يوسف صديق نيست و خون مسلمانى به اين احلام حلال نشود . حكايت ششم جزاى گويندهء ناسزا در ناسخ گويد مردي حضرت فاطمه سلام اللّه عليها را ناسزا گفت او را بگرفتهاند و بنزد فضل بن ربيع آوردند فضل روى با ابن غانم نمود و گفت چه مىگويى در حق اين مرد فرمود بايستى حد بر او جارى كرد فضل بن ربيع گفت آنچه مىدانى بكن ابن غانم فرمان داد تا او را هزار تازيانه بزنند و در ميان جاده او را بر سر دار بنمايند .