شيخ ذبيح الله محلاتى
127
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
حكايت هفتم خواب ديدن ابن عنين فاطمه را عنين بر وزن حسين و او ابو المحاسن محمد بن نصر الدّين بن الحسين بن عنين الانصاري الكوفى الدمشقى الشاعر المشهور المتوفي بدمشق سنه 630 . در كتاب عمدة الانساب در خلال احوال بنى داود حكايتى است جليل و بزرك كه در ما بين علماى علم انساب مشهور و معروف است و سند آن را نيز ذكر كردهاند و عين اين حكايت در ديوان ابن عنين موجود و مضبوط است و آن حكايت چنان است كه ابن عنين به قصد مكه معظمه زادها اللّه شرفا بيرون آمده بود و مال و اقمشهء بسيارى نيز همراه داشت بعضى از سادات اموال او را بغارت بردند و او را برهنه كردند و زخم زيادى بر او زدند و او را گذاشتهاند به آن حالت و از پى كار خود رفتهاند پس از مدتى كه به حال آمد و خود را بمأمنى رسانيد نامهاى بپادشاه يمن عزيز بن ايوب نوشت و او را بنصرت خود طلبيد و واقعه را بعرض او رسانيد و در آنوقت عزيز بن ايوب برادرش ( ملك ناصر را ) فرستاده بود براى اقامت در ساحل دريائى كه آن را فتح كرده بودند و از دست اهالى فرنك گرفته بودند و خود ملك ناصر از برادر خود درخواست كرده بود كه مدتى در ساحل بحر بسر برد ابن عنين در آن نامه تحريص و ترغيب كرده بود او را به يمن و برانگيخته بود او را براى انتقام كشيدن از ساداتى كه او را اذيت كرده بودند و مال او را بغارت گرفته بودند و قصيدهء ذيل را در نامه درج كرد . اعيت صفات نداك المصقع اللسنا * و جزت فى الجود حد الحسن و الحسنا و لا تقل ساحل الافرنج افتحه * فما تساوى اذا قاسيته عدنا و ان اردت جهادا سل سيفك من * قوم اضاعوا فروض اللّه و السننا طهر بسيفك بيت اللّه من دنس * و من خساسته اقوام به وخنا و لا تقل انهم اولاد فاطمة * لو أدركوا آل حرب حاربوا الحسنا