شيخ ذبيح الله محلاتى

10

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و يمين مذهب ائمهء اربعه است پس بنابراين جهالت يا تجاهل آنان مسلم گرديد . يازدهم آنكه در قصهء فدك چنانچه شنيدى ابو بكر در جواب فاطمه گفت كه من از رسول خدا شنيدم كه فرمود نحن معاشر الانبياء لا نورث الخ و مضمون آن را علماء و روات عامه نقل كرده‌اند از آن جمله در سنن ابي داود و صاحب جامع الاصول چنين روايت كرده‌اند كه ابو بكر گفت ( سمعت رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله و سلّم يقول ان اللّه اذا اطعم نبيا طعمة فهى للذى يقوم من بعده ) و از واضحات است كه ابو بكر در اين روايت متهم است بجلب نفع از براى خود كه اركان خلافت خود را به اين مال مشيد و محكم نمايد و تابعين خود را به آن تطميع فرمايد و از آن طرف تضعيف اهل بيت هم كرده باشد كه نتوانند در امر خلافت با او منازعه نمايند پس ابو بكر با عدم عصمت باتفاق عامه به چندين مراتب اولى به اين اتهام خواهد بود با آنكه اين روايت را احدى غير از ابو بكر از اصحاب پيغمبر روايت نكرده چنانچه ابن أبى الحديد در جواب قاضى القضاة كه مدعى تعدد شاهد است گفته كه اين روايت را احدى بعد از وفات رسول خدا نقل نكرده است مگر أبو بكر و گفته شده است كه مالك بن أوس نيز روايت كرده و ابن أبي الحديد براى اثبات مدعاى خود شاهد آورده كه أصحاب ما از فقها و أصوليين احتجاج نموده‌اند بحجيت خبر يك نفر از أصحاب به آنكه أبى بكر در محاجهء با حضرت فاطمه بانفراده روايت كرده كه نحن معاشر الانبياء لا نورث و آن را حجت دانسته و عمل بان كرده و شارح مختصر نيز اعتراف نموده باينكه أبى بكر منفرد است در نقل اين روايت پس خلاصهء كلام اين شد كه هرگاه بگويند على را رد شهادت او كرده‌اند با مقام عصمت به جهت اتهام جلب نفع بود مىگوئيم كه أبو بكر هم يك نفر راوى بيش نبود و قول او را أولى است كه حمل بجلب نفع بنمائيم با عدم ملكه عصمت و اين مطلب بر اهل دانش پوشيده نيست . دوازدهم آنكه اين روايت مجعولهء أبى بكر بآيات توريث منافى مىباشد من قوله تعالى « وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ » * و من قوله تعالى « يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ » و قوله تعالى « لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ »