شيخ ذبيح الله محلاتى
6
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
فالارض معقلنا و كانت امنا * فيها مقابرنا و منها نولد و رئيس قوم را ام القوم خوانند و ماهية را ام الوجود گويند چون مظهر وجود است و عناصر اربعه را امهات مىخوانند براى توليد مواليد ثلاثه و ثمره درخت را نيز ام گويند چون مقصد و مقصود اوست شاعر گويد . گر نبودى ميل اميد ثمر * كى نشاندى باغبان بيخ ثمر پس بمعني آن شجر در ميوه زاد * گر به صورت از ثمر بودش ولاد گر به صورت من ز آدم زادهام * پس بمعنى جد جد افتادهام زين سبب فرموده است آن ذوفنون * رمز نحن الآخرون السابقون لان المقصود من الشجر هو الثمر و اول الفكر آخر العمل پس از تذكره اين عبارات مصطلحه و الفاظ مستعمله چند وجه به نظر مىرسد كه جمع انها هم منافات ندارد . ( اول ) آنكه فاطمه ( ع ) زهراء ثمره شجره نبوت است و حاصل عمر حضرت رسالت است و فرزند مقصود پدر و مادر است و فاطمهء زهراء ( ع ) مخصوصا دخترى بود كه غرض اصلى و مقصد كلى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از وى بوجود آمد و فاطمه آن صدف درارى و لآلى عصمت كه سماوات علويه و ارضين سفليه از ايشان استوار و برقرار است مقصد و مقصود و ميوه قلب مسعود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود پس معنى ام ابيها آنست كه فاطمه « ع » اصل پيغمبر است و همان فرزنديست كه پيغمبر مىخواست و مقصودش بود با آنچه از نتايج كريمة و فوائد عظيمة كه بر وى از جهت فرزندى مترتب شده و از فضائل نفسانيهاش خواسته پس ام بمعنى مادر نيست در اين مقام بلكه بمعنى قصد و اصل و مقصود و اين معنى با مطابقهء ارادهء لغويّين بلكه اهل حديث درست مىآيد و اگر بخواهيم مقصود را مطابقهء با هريك از اين الفاظ كنيم نيز صحيح است بواسطه ائمه معصومين عليهم السلام چنانچه اكرام رائس گفته شود بواسطه تقدم و مجموعيت توالد و تناسل ذريهء طيبهاش و ام الجيش براى آنكه پناه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امت پيغمبر بوده است كه از شكست وى شكست فاحش بر اسلام و اسلاميان وارد مىآيد و اگر ( امالقرى ) بنامند نيز صحيح است بواسطهء ائمهء معصومين ( ع )