شيخ ذبيح الله محلاتى

54

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

است ، و بعبارت اخرى برحسب لوازم بشريت و مقتضيات طبيعت اين تبعيد تقويت در تعقيد آن نطفه زكية نمود خصوص در ايام مرتاضه آن جناب مكسر شهوات و مكدر لذات بمراقبت رياضت مستعد قبول هديه سماويه و عطيهء علويهء ساخت تا در توديع آن وديعه الهيه پس از رياضت نفسانيه قصور و فتورى واقع نشود ( و ثالثا ) اين‌گونه رياضت و دورى از هرگونه نهمت و شهوت ، كرامت و مكرمتى است براى حامل و محمول و اظهارى است در انتظار وصول بمأمول و كدام مقصود و مأمول اشرف و افضل در نزد حضرت رسول از قدوم بهجت لزوم فاطمه بتول بوده كه سالها مىخواست اين ثمره را از اين شجره ببيند ( رابعا ) آمدن اين سه ملك مقرب خصوص اسرافيل كه هرگز به زمين نيامده بود مگر دفعه واحده با آن تشريفات خاصه از سندس و ابريق و دستمال بهشتى و خوشه انگور و خرما و آب بهشتى در طبق باز كرامتى ديگر از براى پيغمبر است و اكرامى از براى فاطمهء كه براى اوان عطايا و هدايا را بزرگان ملاء اعلا تقديم نمودند و به خدمتگزارى و ابلاغ اين بشارت عظمى مفتخر و مباهى شدند . ( خامسا ) نماز نكردن حضرت رسول در آن شب و تعجيل در امر مضاجعت اهميت اين امر را مىرساند كه مبادا در انجاح مراد خلل و قصورى واقع شود و در امر پروردگار تعلل و مسامحه روى دهد كانه تعجيل در اين عمل براى تنجيز امر پروردگار بود ( و سادسا ) تعدد ثمرات بهشتى از سيب و خرما و انگور و غيره براى آثار خاصه است كه در هريك خداوند سبحان قرار داده كه از خوردن آنها فردا فرد اثر مخصوصى از ملكات كريمه در نطفه ظاهر مىشود . ( و سابعا ) اثر حمل خديجه در همان زمان مشاهده كردن بر خلاف رسوم زنان ديگر خصيصه‌ى است عظمي و دليل بر حيوة آن نطفهء مباركه است و چون از دار حيوان آمده بود در بدايت و نهايت آن از جهت حيوة مغايرت و مباينت نداشت و در حديث است بعد از يك شبانه‌روز مانند امام در رحم مادرش مىديد و مىشنيد زهراء فاطمة بتول قدست * القابها و تكرمت اسمائها