شيخ ذبيح الله محلاتى
5
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
را دوست مىداشت و يكى تعيين اين كنيه است از آن جناب پس از بابت محبت به آن حضرت او را بدين كنيه مىخواند و اگر صاحب طبع لطيف و ذوق منيف فىالجمله دقت كند مىداند كه خواندن آن مخدره را بدين كنيه بعد از ذكر كلمة يحبها دلالت واضحه بر كثرت محبت آن جناب مىكند ) و در فارسى ام بمعنى مادر است و هاء ابيها راجع بفاطمه است يعنى مادر پدرش و اين فقره معلوم است كه بطريق حقيقت نيست بلكه بطريق مجاز است بناء على هذا بايستى معنى مناسبى بدست آورد و دانستى كه اولا ام بمعنى مادر است و ثانيا ام در نزد اهل لغت بمعنى قصد است هنگامى كه بفتح همزه قرائت شود مثل اينكه مىگويى أم فلان فلانا اى قصده و بضم اصل هر چيزى را گويند و اصل ام امه بوده است فلذا جمع آن امهات مىآيد و امهات در مردم و امات در بهائم مستعمل است و گاه تاء مىآورند و يا امت لا تفعلى گويند چنان كه يا ابت افعل در قرآن است و امام هم از اين ماده مشتق است چون مقصود خلق و پيشرو انسان است و فى التفسير در معنى و كل شىء احصيناه فى امام مبين فرمودند هو الكتاب ) و انها لبامام مبين هو الطريق و الامام بالفتح هو القدام و آنچه كثير الاستعمال است و از آن غالبا اراده مىكنند همان اصل را مىخواهند از آن جمله ام الجيش است كه اسم است از براى رايت عظمى كه در قلب لشكر مرجع و ملجأ براى عساكر است قيس بن حطيم گفت . نصبنا امنا حتى انذعروا * و صار القوم بعد الفتهم شلالا و جاده اعظم را ام الطريق گويند و فاتحته الكتاب را امالكتاب گويند و مكه را امالقرى و شراب را ام نامند چون سبب از براى گناهان ديگر است و ام الدماغ كما فى تفسير مجمع البيان مقدمرا گويند و هر چيزى كه مقدم است و جامع او را ام الرأس گويند و ام الدماغ هم براى آنكه مجمع حواس و مشاعر است و زمين را هم ام گويند براى آنكه اصل انسان از اوست و رجوعش هم بسوى او است كما قال اللّه تعالى جل شأنه أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً أَحْياءً وَ أَمْواتاً ) و قال مِنْها خَلَقْناكُمْ وَ فِيها نُعِيدُكُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى و امية بن الصلت گفته .