شيخ ذبيح الله محلاتى
40
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
شخص وى كز ماسوى باشد وجودى بىمثال * شد محل مهبط نور ظهور لا يزال داد زنجير نبوت با ولايت اتصال * گشت طالع زان فروغ مشرق عين كمال يازده خورشيد تابان يازده ماه تمام * فخر مريم بود ز يك عيسى بافراد بشر يازده عيسى شد از زهرا بعالم جلوهگر * كز دم هريك دو صد عيسى ز لطف دادگر موسم احياى موتى زندگى گيرد ز سر * روز انشاء لحوم و وقت ايجاد عظام در يم عفت هزاران همچه مريم را معين * ساره اندر خاكسارى قصر قدرش را مكين هاجر اندر خرمن شرم عفافش خوشهچين * روفته صفالنعالش آسيه با آستين از ظهور جاه و عزت وز وفور احترام * حضرت ام الائمه فاطمه ركن وجود مصدر خلقت زلال منبع بحر و جود * معنى عصمت كمال رحمت حى ودود علت اشياء غرض از هستى بود نبود * ذخر ابناء مكرم فخر آباء عظام با چنين قدر و مكان و رفعت و جاه جلال * اى دريغ از كوكب عمرش كه از فرط ملال همچه مهر افتاد اندر عقده رائس زوال * در جوانى از جهان بنمود روى ارتحال جانبدار بقا از صدمه قوم ظلام * بعد باب كامياب خويش با اندوه رنج روز عمر خويش را سر برد تا هفتاد و پنج * ليك هر روزش چه سالى بود از رنج شكنج ناله عجل وفاتى داشت با صد سوز رنج * زندگانى گشت بر حال عزيز وى حرام گشت تا قلب وى از داغ پيمبر شعلهور * از نسيم راحت دنيا نشد خرم دگر هر نفس مىزد غمى از نو بقلبش نيشتر * با وجود آنكه پيغمبر ز قرآن بيشتر داشت اندر احترامش وقت رحلت اهتمام * چون به بستر اوفتاد آن سرو گلزار محن كرد روى عذرخواهى با جناب بوالحسن * كاى پسر عم كن بحل از مرحمت تقصير من الفراق اى مونس جان وقت آن شد از بدن * مرغ روحم پر زند در روضهء دارالسلام