شيخ ذبيح الله محلاتى

41

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

پس حسن را در بغل بگرفت با حال فكار * گريه بر حال حسين بنمود چون ابر بهار از براى زينب و كلثوم قلب داغ‌دار * از براى كربلا بگريست قدرى زارزار پس سپرد اطفال خود را بر پسرعم گرام * با دل پرخون ز جور محنت‌آباد جهان مرغ روحش بال بگشود از جهان سوى جنان * شد به خاك تيره در شب نازنين جسمش نهان برد ارث ماتم وى زينب بىخانمان * از وطن در كوفهء و از كوفه ويران بشام در اسم فاطمه زهرا ( ع ) و اسرار اين نام مبارك لفظ فاطمه مشتق از فطم است و در مجمع البحرين فرمود فطم بر وزن كرم طفلى را گويند كه از شير بريده و جدا شود و جمع آن فطم بضمتين است ليكن اين جمع قليل‌الاستعمالست و فطام بمعني قطع و بريدن و جدا كردن است و فطم بمعني لازم و متعدى هر دو آمده است و فاطمه هم طفلى را گويند كه از شير گرفته شود و آن بمعنى مفطومه است و مخفى نماند كه اين اسم گرامى قبل از اسلام نيز متداول بوده و نه ، زن از جدات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اسم آنها فاطمه بوده و نه زن عاتكه نام بوده از جدات آن حضرت و در مدح رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفته‌اند يا ابن الطواهر و الزواكى * يا ابن الفواطم و العواتك و در قاموس گويد در لغت فطم بيست نفر فاطمه نام در زمان اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده و اين بيست نفر غير از فواطم تسعه است كه از جملهء آنها فاطمه مادر خديجه كبرى و فاطمهء بنت اسد و فاطمهء بنت زبير و فاطمهء بنت حمزه بودند و اين اسم شريف را ميمون و مبارك مىدانسته‌اند و فاطمه زهرا ( ع ) اول زنى است كه در اسلام متولد شده است و اول زني است كه موسومهء بفاطمهء گرديده در اسلام و اول زنى است كه در خردسالى بمدينه طيبه هجرت نمود در ملازمت حضرت امير المؤمنين و فاطمهء بنت اسد و فاطمهء بنت زبير و اسم‌ورسم آن مكرمه فواطم سابقا ترا زينت داد و ثبوت عصمتش اثبات عفت امهاتش فرمود و چنان كه در اين امت فاطمه نام در هر خانه سبب از براى