شيخ ذبيح الله محلاتى
31
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
( 13 - الصديقة الكبرى اين لقب شريف معظمى است كه خداوند متعال در قرآن مريم ( ع ) را بدان خوانده و ستوده است فى قوله تعالي ( مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ الآية ) و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه زهرا را صديقه خواند بروايت ابى بصير در امالى از حضرت صادق عليه السّلام بعد از ذكر مهريه فاطمه ( ع ) فرمود و هى صديقة الكبرى و بها دارت القرون الاولى و صديق از صيغ مبالغه است يعني بسيار راستگو و فاطمه زهرا نفس صدق است و كافى است شهادت عايشه به اين معنى كه علماء سنت هم نقل كردهاند كه عايشه مىگفت نديدم زنى را كه راستگوتر از فاطمه باشد مگر پدرش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و اهل سنت اين روايت را معتبر مىدانند مع ذلك در مطالبه حق ثابت خود پدر عايشه قول آن صديقه را تصديق ننمودند و تصديق عايشه بصدق قول حضرت فاطمه منافى است با تكذيب قولى و فعلى پدرش ابو بكر در ادعاى فدك با ضميمهء تصديق سيد الصديقين امير المؤمنين عليه السّلام و جمعى از اصدقاء اين خانواده ، و معنى و بها دارت القرون الاولى كه در حديث مذكور شد اين است كه تمام انبياء قرون گذشته امت خود را امر بمعرفت و شناسائى فاطمه مىنمودند و بمقامات فاطمه ايشان را اعلام مىنمودند و بعبارت روشنتر سعادت و شقاوت اهل هر زمانى از تولي و تبرى صديقه كبرى استوار و دوستى آن بزرگوار مناط و مدار دين انبياى هر زمانى بوده است چون دوران زمين و آسمان بوجود ايشان است . بيت هى عند اللّه اعظم شأنا * و بها دار فى القرون رحاها هى و اللّه آية لرسول اللّه * بل رحمة بها اهداها هى مشكاة عصمة علقت * من سماء الوجود مثل زكاها هى و اللّه كوثر قد اعدت * لبنيها و كل من والاها هى حبل لكل معتصم * عروة اللّه التى وثقاها