شيخ ذبيح الله محلاتى
295
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
عليها سلام زد و محسن او را سقط كرد استبعاد كنند و از مفتريات شيعه شمارند و حال آنكه اين مطلب بالاتر نيست از عزم خود را جزم كردن بر كشتن نفس رسول و زوج بتول و جائز دانستن قتل او را و قسم ياد كردن باينكه خانه را با هركه در او هست مىسوزانم و بيان شد كه امر جائز چه مانع از وقوع دارد پس هرگاه بدون اذن كه داخل خانه شدند با اينكه جبرئيل و اسرافيل و ميكائيل و عزرائيل بدون اذن داخل نمىشدند چه استبعاد دارد كه از اذيت دختر رسول خدا كوتاهى نكرده باشند و اگر مىخواستهاند كه او را اذيت نكنند چرا بدون اذن وارد خانهء او مىشدند و احدى از عامه نقل نكرده است كه اذن گرفته باشند و تماما نقل كردند كه بلا اذن هجوم نمودند . و خامسا از اقوال معتبرين عامه كه شنيدى بر اينكه امير المؤمنين و سلمان و أبو ذر و مقداد و عمار و ابو الهيثم بن تيهان و خزيمهء ذو الشهادتين و بريده اسلمى و سعد بن عباده و پسرش قيس با جماعت ديگر ابو بكر را خليفه نمىدانستهاند ازاينجهت تخلف از بيعت او كردند فلذا بتخويف و تهديد و قصد احراق بيت فاطمه پرداختهاند بلكه صرف تخلف نبود همانا ارادهء برهم زدن بيعت ابى بكر و فاسد كردن خلافت او بودند چنانچه عبد العزيز دهلوى در تحفهء خود كه نسخه آن در نظر اين قاصر موجود است در رد طعن دوم به همين تصريح كرده پس ثابت شد كه امير المؤمنين و جماعت مذكوره ابو بكر را خليفهء برحق نمىدانستهاند و برهم زدن خلافت او را واجب مىدانستهاند و او را در صف ظالمين و غاصبين بشمار گرفتهاند « 1 » پس حضرات اهل سنت اگر بگويند در اين مدت اين جماعت سيما امير المؤمنين كه تا شش ماه بيعت نكردند مفارق از حق بودند پس حديث الحق مع على و على مع الحق يدور الحق حيث دار چه مىگويد كه اعلام سنيه همه اين حديث را نقل كردند « 2 » كه رسول خدا فرمود الحق
--> ( 1 ) قال ابن الاثير الجزرى فى أسد الغابة فى ترجمة عبد اللّه بن عثمان و تخلف عن بيعته ابى بكر على و بنو هاشم و الزبير و خالد بن سعيد بن العاص و سعد بن عبادة الانصارى و ذكر قريبا من ذلك فى كتابه كامل التواريخ فى حوادث سنة احدى عشر و قال لم يبايع على بن ابى طالب ستة اشهر ( 2 ) مثل شاه ولى اللّه در ازالة الخفا و پسرش عبد العزيز دهلوى در باب امامت و محمد بدخشانى در مفتاح النجاة و ابراهيم بن محمد حموى در فرائد السمطين و ديلمى در جزء اول كتاب فردوس و زمخشرى در ربيع *