شيخ ذبيح الله محلاتى

294

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

عليه السّلام كنجى شافعى در كفايت الطالب و صدها امثال آن اين روايت را نقل كردند كه پيغمبر فرمود على با حق است و حق با على است و دور مىزند حق هركجا على دور بزند . و ثالثا اين عمل شنيع شيخين موجب اذيت رسول خدا گرديد چنانچه مفصلا از احاديث سنيه از اين پيش ياد كرديم كه هركه فاطمه را اذيت كند مرا اذيت كرده است ( قال اللّه تعالى إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً و رابعا از آنچه ذكر شد بىاطلاعى و جهالت قاضى روزبهان و عبد العزيز دهلوى و امثال ايشان كه رأسا منكرند اين قضيهء ارادهء عمر حرق بابرا و مىگويند اين از مفتريات شيعه است و هركه متعرض نقل او بشود رافضى است چه آنكه مىخواهد باب طعن را بر صحابه باز كند پس بايستى اين جماعت كثيره همه رافضي بوده باشند و ان هذا الشيء عجاب پس به حمد اللّه بلا كلفة ثابت شد كه از كفريات صريحهء شيخين تخويف و تهديد بضعهء احمدى بضاعت محمدى صديقهء طاهره سلام اللّه عليها بسوزانيدن بيت جنابش كرده و به قصد احراق آن آستانهء فيض كاشانه اسباب آن از هيزم و نار فراهم آورده سبحان اللّه علماء عامه را يا اختلال عقل و خلل دماغ رو داده يا در نشئهء محبت ثلاثه مدهوش و سراسيمه گرديده كه گاهى اصل قضيه را انكار كنند و عدم اطلاع و قلة باع خود را بر عالميان اعلان نمايند و خود را مسخره و مورد استهزاء مطلعين قرار دهند گاهى اين قضيه را باسناد صحيح به شرط شيخين چون صاحب ازالة الخفاء روايت كنند و چون متضمن كفريات شيخين است دست و پا مىزنند و بعد از آنكه جز اعتراف و عدم انكار راهى پيدا نكنند در مقام اختراع توجيهات ركيكهء فاسده برمىآيند و بيشتر خود را مفتضح مىنمايند براى تخليص امامين خود از عار و شنار و چندانكه بتوانند سعى وافر بتقديم رسانند و لكن اين مشت به نيشتر كوفتن و آب در غربال بيختن است ( و هو كسراب بقيعة يحسبه الظمآن ماء حتى اذا جاءه لم يجده شيئا ) و عجب‌تر آنكه تجويز قتل امير المؤمنين عليه السّلام را از شيخين روايت كنند و لكن اگر شيعه بگويد عمر در بر پهلوى زهرا