شيخ ذبيح الله محلاتى

27

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و منها از ابو هاشم جعفرى منقولست كه سؤال كردم از صاحب عسكر عليه السّلام كه چرا فاطمه را زهرا ناميده‌اند فرمود نور روى او از براى امير المؤمنين در اول روز مانند آفتاب و در ظهر مانند ماه و در آخر روز وقت غروب مانند كوكب درى مىدرخشيد . و منها از حسن بن زيد روايت است كه گفت از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كردم چرا فاطمه را زهرا ناميدند فرمود براى آنكه فاطمه را در بهشت قبه‌ايست از ياقوت سرخ ارتفاع آن در هواء يك سال است و معلق است بقدرت خدا از بالا علاقه ندارد كه او را نگاه دارد و بستونى استوار و برقرار نيست و او را يك‌صد هزار در است و بر هر درى هزار ملك ايستاده اهل بهشت او را مىبينند چنان كه اهل زمين كوكب درى را در افق آسمان و مىگويند اين قبه زهرائيه فاطمه است و منها در اواخر حديث طويلي از ابن عباس روايت كند كه خداوند متعال نور فاطمه زهرا را در قنديلى قرار داد و آن را در گوشوار عرش آويخت پس آسمان‌هاى هفت‌گانه و زمين‌ها همگى روشن شدند ازاين‌جهت او را زهرا ناميدند و ملائكه خداوند متعال را تسبيح مىكردند ) و تمام حديث بعد ازين بيايد . و منها از علل الشرائع از ابان بن تغلب منقولست كه از حضرت صادق عليه السّلام سؤال كردند كه چرا فاطمه را زهرا گويند فرمود براى آنكه در اول روز براى حضرت على ابن ابى طالب روشنائى مىداد و نور سفيدى از محراب عبادتش به خانه‌هاى مدينه مىتابيد كه ديوارهاى مدينه سفيد مىشد مردم خدمت حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مشرف مىشدند و جهت را مىپرسيدند حضرت مىفرمود اين نور محراب عبادت زهرا است حضرت امير چون مىآمد مىديد انها قاعدة فى محرابها تصلى و النور ساطع من محرابها و وجهها چون ظهر مىشد نور زردى ساطع مىشد كه ديوارهاى مدينه زرد مىشد چون غروب مىشد نور سرخى مىديدند كه ديوارها تمام سرخ مىشد به همان طريق مردم مدينه مىآمدند و سؤال مىكردند پس مىدانسته‌اند آن نور زرد و سرخ از جبين حضرت صديقه طاهر است و در حديث معتبر است كه آن انوار ساطعه لامعه جميعا بجناب سيد الشهداء منتقل شد و در ائمه طاهرين قرار گرفت .