شيخ ذبيح الله محلاتى
259
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
مما تدعونا اليه ) گفت از آن قرآن آنچه بما رسيده ما را مستغني مىدارد از آنچه تو درهم آوردهاى مردمان دم دربستند و پاسخ نگفتند على چون اين بديد باز خانه شد و از آن سوي عمر بنزد ابو بكر آمد و گفت خليفتى بر تو راست نشود تا گاهى كه على اطاعت ترا گردن ننهد و با تو بيعت نكند هماكنون كس به دو فرست و او را حاضر كن و بنيان اين امر را با بيعت او استوار فرماى ابو بكر فرمان كرد تا تنى روان شد و بر باب سراى على بايستاد و دعوت ابو بكر را بعرض رسانيد و گفت خليفه رسول خدا ترا مىطلبد على در پاسخ فرمود چه بسيار زود دروغ بر رسول خداى بستيد همانا ابو بكر و پيروان او كه در پيرامون اويند همه ايشان مىدانند كه خدا و رسول مرا بخليفتى پيغمبر گذاشت فرستادهء ابو بكر اين بشنيد بازشد و ابو بكر را آگهى داد ديگر ابو بكر كس بعلى فرستاد و ديگرباره پيام داد كه ابو بكر ترا مىطلبد على عليه السّلام فرمود هنوز از عهد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زمانى دراز نگذشته كه عهد او را از پس پشت انداختيد قسم به خدا كه ابو بكر مىداند خلافت خاص من است همانا ابو بكر هفتم كس است كه در غدير خم بر من بامارت مسلمين سلام داد آنگاه باتفاق عمر در حضرت رسول بعرض رسانيدند كه ( أ من اللّه و رسوله فقال لهم رسول اللّه نعم حقا من اللّه و رسوله انه امير المؤمنين و سيد المسلمين و صاحب لواء الغر المحجلين و يقعده اللّه عز و جل يوم القيمة على الصراط فيدخل اوليائه الجنة و اعدائه النار ) فرمود ابو بكر و عمر در حضرت رسول بعرض رسانيدند كه آيا اين امارت على بر امت به حكم خدا و رسولست فرمود بلى جز اين نيست على از جانب خدا و رسول امير المؤمنين و سيد المسلمين و صاحب لواي حمد است او را خداوند در روز قيامت بر صراط بنشاند تا دوستان خود را در بهشت جاى دهد و دشمنان خود را بدوزخ افكند چون فرستادهء ابو بكر بازشد و اين كلمات را بازگفت دم فروبست و ديگر سخن نكرد تا آن روز بپاى رفت روز ديگر چون مسجد از مهاجرين و انصار مملو گرديد عمر گفت اى ابو بكر چند كار بتوانى و تسامح خواهى كرد كس بجاى نماند كه حمل بيعت تو بر وى گران باشد جز على و تني چند كس بطلب ايشان بفرست خواه بعنف خواه برضا همگان را حاضر كنند ابو بكر گفت از براى تقديم اين