شيخ ذبيح الله محلاتى

243

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

عقول و نفوس و مردانگى و صحبت أنها با رسول خدا روا داشت كه چنين جسارت و توهين به رسول خدا بنمايند با آن همه شفقت و مهربانى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با آنها داشت و آن همه نيكى كه به آنها نمود . و چه نيكو گفته است زيد بن على بن الحسين عليه السّلام كه به خدا قسم اگر قوم مىتوانسته‌اند كه به غير اسم نبوت و تعلق بدان بملك و سلطنت مىرسيدند هرآينه از پيغمبرى آن حضرت نيز عدول مىكردند و باللّه المستعان ) شدة بكاء فاطمه ( ع ) و مصائب او بعد از رسول خدا ( ص ) ( نا ) در كتاب خصال سند به امام صادق عليه السّلام مىرساند كه فرمود البكاءون خمسة آدم و يعقوب و يوسف و فاطمة بنت محمد و على بن الحسين عليه السّلام آدم ابو البشر چندان گريست از فراق بهشت كه دو جوى آب از اشك چشمش روان گرديد و حضرت يعقوب چندان در حرمان يوسف گريست كه ديدگان مباركش سفيد شد و ديگر يوسف چندان گريست بر يعقوب كه اهل زندان را كار سخت افتاد عرض كردند اگر در شب مىگريى روز ساكت باش و اگر در روز خواهى گريست شب خاموش باش تا ما بتوانيم لختى بياسود و بدين‌گونه تقرير يافت و ديگر فاطمهء عليه السّلام چندان بر رسول خدا بگريست كه كار بر مردم مدينه صعب افتاد بعرض رسانيدند كه ما را بكثرت گريستن بزحمتى بزرك درافكندى چون شكواى ايشان گوشزد آن حضرت شد روزها از مدينه بيرون مىرفت و در مقابر شهداء احد يا بقيع چندانكه مىخواست مىگريست آنگاه مراجعت مىفرمود و ديگر على بن الحسين عليه السّلام كه بعد از وقعهء كربلا تا زنده بود از گريه آرام نگرفت غلام او عرض كرد جان من فداى تو باد يا ابن رسول اللّه بر تو مىترسم كه هلاك شوى قال انما اشكو بثي و حزنى الى الله و اعلم من الله ما لا تعلمون انى ما اذكر مصرع بني فاطمة الا خنقتنى لذلك عبرة ) و صدوق در امالى همين حديث را به همين طريق ذكر كرده