شيخ ذبيح الله محلاتى

237

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

رهسپار شدند فاطمه چون رسول خدا را با آن‌همه جراحت بديد آن مبارك را در بر كشيد و به هاىهاى بگريست آب چشم پيغمبر بر گونهء مبارك بدويد اين هنگام على عليه السّلام با سپر خويش آب همىكشيد و فاطمه سر و روى پيغمبر را از خون همىبشست و چون خون از غليان نمىنشست پاره حصيرى بدست كرده بسوخت و جراحات را با خاكستر آن ببست و ازآن‌پس رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن زخمها را با استخوان پوسيده دود همىخورانيد تا نشان آن جراحات بجاى نماند چون از اين كارها بپرداختند على عليه السّلام شمشير خود را بفاطمه داد و اين اشعار قرائت كرد . أ فاطم هاك السيف غير ذميم * فلست بر عديد « 1 » و لا بلئيم لعمرى لقد اعذرت « 2 » فى نصر احمد * و طاعة رب بالعباد عليم اريد ثواب الله لا شىء غيره * و رضوانه في جنة و نعيم و كنت امرأ يسمو « 3 » اذا الحرب شمرت « 4 » * و قامت « 5 » على ساق به غير مليم اممت « 6 » ابن عبد الدار حتى جرحته * بذى رونق « 7 » يفرى « 8 » العظام صميم « 10 » فغادرته « 9 » بالقاع فار فض جمعه * عبا ديد « 12 » مما قانت « 11 » و كليم « 13 » و سيفى بكفى كالشهاب اهزه * احزبه من عاتق و صميم فما زلت حتى فض ربى جموعهم * و اشفيت منهم صدر كل حليم اميط « 14 » دماء القوم عنه فانه * سقى آل عبد الدار كأس حميم چون امير المؤمنين اين اشعار قرائت كرد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود اى فاطمه بگير شمشير على را كه آنچه بر ذمه او بود كاملا او را ادا فرمود خداوند متعال ابطال قريش را بدست او پايمال آجال نمود سپس فاطمه شمشير على را بگرفت و از آلايش خون پاك و پاكيزه نمود و ديگر شيخ مفيد در ارشاد روايت مىكند كه چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم امير المؤمنين

--> ( 1 ) رعديد جبان و ترسنده را گويند ( 2 ) ( اعذر ) اى ابدا عذرا و اعذر صار ذا عذر ( 3 ) يسمو اى يعلو ( 4 ) ( شمر ) فى الامر اى خف ( 5 ) ( قام على ساق أى قام على شدة ( 6 ) ( اممت ) اى قصدت ( 7 ) ( رونق السيف أى ماؤه و حسنه ( 8 ) ( الفرى القطع ) حزه‌اى قطعه ( 9 ) ( غادرته أى تركته ) ( 10 ) ( صميم العظم الفوى ( 11 ) قانت اى ذليل ( 12 ) عباديد تفرق الخيل ( 13 ) كليم الجريح و صميم العظم ( 14 ) اميط اى ابعده و اذهب به