شيخ ذبيح الله محلاتى

236

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

الغرض تا زنده بود اندر جهان آن ناتوان * يك‌نفس راحت نديد از جور چرخ بدفعال از فراق آفتاب روى باب نامدار * بدر رويش در هزال و لاغرى همچون هلال اشتغالى چون نبودش جز فغان پيوسته‌اش * آتش غم از درون سينه مىزد اشتعال هردمش مىشد هجوم‌آور بسوى ملك دل * لشكر اندوه افغان از يمين و از شمال با حسين و با حسن در گوشهء بيت الحزن * ناله مىكردند از بيداد خصم بدسكال رفته‌رفته گشت بيمار و به بستر اوفتاد * بس كشيد افغان ز دل شبها بكنج اعتزال كرد با حبل المتين دين وصيت آنچه داشت * چون ز آثار وفات او را پريشان گشت حال گشت بىسامان على بن ابي طالب گشود * مرغ روحش چون بسوى باغ رضوان پروبال از غم آن گوهر درج نبوت شير حق * ريخت بر دامن ز جزع ديده مرجان و لعال اخترا در ماتم آن اختر برج حيا * تا در اين دار فنائي روز و شب چون نى بنال واردات احوال فاطمه ( ع ) در زمان رسول خدا تا هنگام رحلت پيغمبر ( ص ) چون فاطمه زهراء سلام اللّه عليها پنج سال بعد از بعثت متولد گرديد پنج سال با مادر مكرمه‌اش خديجه كبرى ( ع ) بود چون خديجه از دنيا رفت فاطمه بنت اسد و ام ايمن بسرپرستى فاطمه مساعى جميله بتقديم رسانيدند تا هشت سال در مكهء معظمة حال بدين منوال بود پس از آن فاطمهء زهراء بمدينه هجرت نمود به تفصيلى كه سبق ذكر يافت و در آن‌وقت هشت سال از سن مباركش گذشته بود چون نه سال گذشت در سنهء دوم هجرت به خانه شوهر و نه سال در خانهء أمير المؤمنين بود و چهار فرزند آورد اول حسن ( ع ) دوم حسين ( ع ) سوم زينب چهارم ام كلثوم و محسن السقط تا آنكه در سوم جمادى الثانى سنه يازده هجرت از دار فانى بدار باقي رحلت فرمود چون در غزوهء احد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله زحمت فراوان ديد و زخمهاى گران يافت خبر شهادت آن حضرت در مدينه منتشر گرديد فاطمهء زهراء با جماعتى از زنان ناله‌كنان بجانب احد