شيخ ذبيح الله محلاتى

233

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

انشا مىكنم كه هيچيك از انبياء و رسل نشنيده باشند ازآن‌پس از براى اوصياء منابر نور نصب بنمايند و منبر وصى من على بن ابى طالب در وسط آن منابر از همه بلندتر است آنگاه حضرت حق فرمان مىدهد كه على خطبه بخواند لاجرم خطبه قرائت مىفرمايد كه هرگز اوصياء نشنيده باشند از پس آن از براى اولاد انبياء منابرى نصب كنند از نور و از براى دو فرزند من حسن و حسين كه دو ريحانهء من در ايام حيوة من مىباشند منبرى نصب كنند از نور و خداى تعالي فرمان دهد كه هريك از دو سبط من قرائت خطبه بنمايند پس حسن و حسين هريك خطبه بخوانند كه هيچ‌وقت اولاد انبياء و مرسلين نشنيده باشند مثل آن را اين هنگام جبرئيل ندا درمىدهد كه فاطمه دختر محمد در كجا است و خديجه دختر خويلد و آسيه بنت مزاحم و مريم بنت عمران و مادر يحيى در كجا است ايشان بر پاى مىشوند اين وقت خداوند مىفرمايد امروز بزرگوارى براى كيست محمد و على و حسن و حسين عرض مىكنند للّه الواحد القهار يعني خاص خداوند قاهر غالب است پس خدا مىفرمايد من امروز محمد و على و حسن و حسين و فاطمه را بزرگوارى دادم هان اى اهل جمع سرها بگريبان دركشيد و ديدهاى خود بپوشيد همانا فاطمه بجانب جنت عبور مىدهد در اين وقت جبرئيل شترى از ناقه‌هاى بهشت كه جلال از ديباج و پالان از مرجان و مهار از رشته مرواريد درخشنده داشته باشد در پيش روي فاطمه مىخواباند آن حضرت بر او سوار مىشود و صد هزار فرشته از جانب راست و صد هزار از طرف چپ در ملازمت خدمتش روان مىشوند و صد هزار فرشته بر بالهاى خويش حضرتش را حمل مىدهند و بر در بهشت فرود مىآورند پس فاطمه توقف كند و داخل بهشت نشود و التفات او بجانب صحراى محشر است خطاب رسد اى دختر حبيب من چيست اين التفات تو و حال آنكه ترا فرمان بهشت دادم عرض مىكند اى پروردگار من دوست دارم كه امروز قدر من معروف و منزلت من معلوم گردد خطاب رسد اى فاطمه نظاره مىكن در قلب هركس چيزى از حب خود و ذريت خود ديدار كردى دست او را فراگير و در بهشت او را جاى ده اين وقت امام باقر عليه السّلام فرمود به خدا قسم اى جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستان خود را از ميان مردم چنان برمىچيند كه مرغ