شيخ ذبيح الله محلاتى

234

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

دانه‌هاى خوب‌را از ميان دانه‌هاى بد برمىچيند آنگاه فاطمه با شيعيان خود بر باب بهشت حاضر مىشوند خداوند در قلب ايشان مىافكند تا تجديدنظر مىكنند و بسوى محشر التفات مىنمايند خطاب رسد چيست اين التفات شما همانا فاطمه دختر حبيب من تقديم شفاعت شما فرمود عرض مىكنند اى پروردگار ما دوست مىداريم كه قدر ما در مثل امروز شناخته شود خداوند مىفرمايد اى دوستان من نگران شويد در ميان جماعت كيست دوستار شما در محبت فاطمه كيست كه اطعام كرد شما را در محبت فاطمه كيست كه جامه داد شما را در محبت فاطمه كيست كه شما را براى محبت بفاطمه به شربتى آب سقايت كرد كيست كه منع كرد غيبتي را از شما در محبت فاطمه بگيريد دست او را و داخل كنيد در بهشت قال ابو جعفر عليه السّلام و اللّه لا يبقى في الناس الا شاك او كافر او منافق فاذا صاروا بين الطبقات نادوا كما قال اللّه تعالى فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَ لا صَدِيقٍ حَمِيمٍ فَلَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ قال ابو جعفر ( ع ) هيهات هيهات منعوا ما طلبوا و لو ردوا لعادوا لما نهوا عنه و انهم لكاذبون ) بالجمله اخبار باب شفاعت بسيار است به همين مقدار در اينجا قناعت شد طلبا للاختصار . اثر طبع اختر طوسي سعي كن اى دل كه تا بر روى خود باب سؤال * باز ننمائى كه رد گردى ز باب ذو لجلال بر رخت از فقر بگشايد خدا هفتاد باب * گر تو بگشائى بروي خويش يك باب سؤال نيستى ز اهل قناعت بلكه هستى ز اهل حرص * گر ذخيره دارى اندر خانه بيش از قوت سال با وجود آنكه بهر راحت جان بدن * روز و شب هستى حريص آن‌قدر بر تحصيل مال جز نگهبانى و دفع دزد و زحمت حاصلي * نيست در تحصيل مالت اين ترا بس گوشمال مال را تشبيه كردند بر مارى كه هست * از درون پرزهر قاتل وز برون خوش‌خطوخال مىكند طغيان غنى چون ديد انسان خويش را * آرى اين گفتار حق باشد به ترك مال دال گفت پيغمبر براى صالح مال است خوب * كش فقير آن را كند حاضر سرخان نوال نه غمين از رفتنش باشد نه شاد از بودنش * چون غنا و فقر يكسانش بود پيش خيال