شيخ ذبيح الله محلاتى
129
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
( 19 ) نزول مائدة بروايت على بن ابراهيم تا آنجا كه مىگويد امير المؤمنين يا فاطمة هل عندك شىء تغذينيه قالت لا و الذي اكرم ابي بالنبوة و اكرمك بالوصية ما طعمنا مذ يومين الا شىء كنت او ترك على نفسى و على ابنى هذين الحسن و الحسين فقال عليه السّلام يا فاطمة الا كنت اعلمينى فابغيكم شيئا فقالت يا ابا الحسن اني لاستحيي من الهي ان كلف نفسك على ما لا تقدر عليه ) پس روايت را مىكشاند بقصه دينار و ايثار او به مثل آنچه گذشت بعد امير المؤمنين عليه السّلام داخل مسجد شد و نماز مغرب را با رسول خداى بجا آورد و بعد از نماز مغرب رسول خدا برخواست و هنگام عبور در صف اول با پاى مبارك غمزى كرد با على عليه السّلام آن حضرت نيز برخواست و روان شد در باب مسجد پيغمبر را دريافت و سلام داد و جواب شنيد فقال رسول اللّه : يا ابا الحسن هل عندك شيئي نتعشاه فنميل معك ، امير المؤمنين سر به زير افكند چيزى نفرمود اما رسول خدا آگاه بود كه در خانهء فاطمه از خوردنى چيزى يافت نشود و قصه دينار را جبرئيل برسول خدا خبر داده بود و فرمان كرده بود كه امشب در خانه على بايد شام تناول نمائى چون رسول خدا ديد على عليه السّلام چيزى نمىگويد فرمود يا على ما لك لا تقول لا فانصرف او تقول تعالى فامضى معك فقال حبا و كرامة يا رسول اللّه ) بفرمائيد پس رسول خدا دست على عليه السّلام را گرفت تا داخل خانه شدند فاطمه را در مصلاى خود ديدند چون از نماز فارغ شد قدحى را در غليان ديد و صداى رسول خدا را در خانه بشنيد لاجرم از مصلاي خود بيرون دويد و رسول خداى را سلام داد و جواب شنيد و رسول خدا دست مبارك بر سر او مسح كرد و فرمود يا بنتاه كيف امسيت رحمك اللّه عشينا غفر اللّه لك پس فاطمه برفت و آن قدح را بياورد و در پيش روى رسول خدا و على مرتضي نهاد على فرمود اين طعام را از كجا بدست كردى كه نديدهام هرگز مانند آن را و استشمام ننمودم هرگز مثل بوى آن را و نخوردم هرگز اطيب و نيكوتر از آن را اين وقت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دست مبارك را در ميان هر دو كتف على گذاشت و اندك فشار داد ( ثم قال : يا على هذا بدل دينارك من عند اللّه ان اللّه يرزق من يشاء .