شيخ ذبيح الله محلاتى

126

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

هنگام عيد خياط قدرت جامهاى شما را دوخته و پرداخته بشما برساند آن دو بزرگوار منتظر بودند تا آنكه شب عيد شد باز همان كلام را اعاده فرمودند و لباس نو را مطالعهء فرمودند حضرت صديقهء طاهرة ايشان را تسلى داده بگوشه آمد از روي خضوع و خشوع دست نياز را بدرگاه قاضى الحاجات برداشته عرض كرد اى خداى مهربان تو قادري دل فرزندان مرا خوش نمائى به جامه‌اى كه من به ايشان وعده كرده‌ام باميد فضل تو هنوز سخنان فاطمه تمام نشده بود كه شخصي در خانه را دق الباب نمود فاطمه عقب در آمد فرمود كيستى كوبنده در عرض كرد منم خياط جامهاى حسنين را آورده‌ام فاطمهء زهرا ديد شخصى بقچه‌اى در زير بغل دارد و تسليم به آن مخدره نمود چون آن را گشود ديد دو عمامه و دو دراعة و دو قبا و دو جفت موزه كه در پشت آنها سرخى داشت صديقهء طاهره زبان بشكر و ثناى حضرت رب العزة گشود آنگاه شاهزادگان را به آن خلعتها مزين فرمود ايشان بغايت خوشوقت گرديدند و عرض كردند اى مادر هيچيك از كودكان عرب لباسى بدين لطافت نديده‌اند و نه پوشيده‌اند در آن اثنا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم تشريف‌فرماى سراى فاطمه شد و حسنين را در برگرفت و مىبوسيد پس فرمود اى فاطمه اين خياط را شناختى عرض كرد به خوبى او كسى را نديدم حضرت فرمود آن خازن بهشت بود و تا اين قصه را به من خبر نداد به آسمان عروج ننمود ( 13 ) علم فاطمه بعلوم گذشته و آينده ( و اخبار آن بعد از اين بيايد ) ( 14 ) گرديدن آسيا به‌خودىخود ) در خرايج از سلمان مرويست مىفرمايد بودم و مىديدم كه فاطمه نشسته است و آسيائى در پيش روى او است و بدان آرد مىكند مقداري از جور او حسين عليه السّلام بشدت مىگريد و عمود آسيا خون‌آلود گشته گفتم اى دختر رسول خدا كفهاى مبارك را چندين رنجه مكن اينك كنيزك تو فضه حاضر است طحن جو را با او گذار فقالت اوصانى رسول اللّه آن يكون الخدمة لها يوما و لى يوما فكان امس يوم خدمتها سلمان گفت من بنده آزادشده شما هستم مرا بآرد كردن جو بگمار يا باسكات حسين فرمود من باسكات حسين ارفقم تو طحن جو مىكنى لاجرم من مقدارى جو آرد كردم و