خانبابا مشار

754

مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )

و از كجا مىآيند و بكجا مىروند . بهاء - الدّين گفت من اللّه و الى اللّه و لا حول و لا قوة إلّا باللّه . اين سخن را بشهاب الدّين سهر - وردى رسانيدند گفت كه ما هذا الابهاء الدّين - البلخى و خدمت شيخ استقبال كرد و چون برابر او رسيد از شتر فرود آمد و زانوى وى را بوسيد و بجانب خانقاه استدعا كرد . گفت موالى را مدرسه مناسب‌تر است در مستنصريه نزول كرد محض خدمت شيخ بدست خود موزهء وى را كشيد . روز سوم عزيمت مكه نمودند بعد از مراجعت بروم متوجه شدند چهار سال در آذربايجان بودند هفت سال در ( لارنده ) و در آنجا ملا جلال - الدّين فرزند خود را در هيجده‌سالگى كدخدا ساخت و در سنهء 623 سلطان ولد فرزند جلال الدّين محمد متولد شد چون سلطان ولد بزرگ شد هركس ايشان را شناختى و با ملا جلال الدّين بديدى برادر آن پنداشتى . بعد از آن سلطان ايشان را از لارنده بقونيه استدعا كرد ملا بهاء الدّين ولد آنجا بجوار رحمت حق پيوست ( نفحات الانس ، چاپ هند . ص 298 ) ساير مآخذ : رجال حبيب السير ، ص 13 ، خزينة الاصفيا ، ج 2 ، ص 263 . 1 - معارف : ( مجموعهء سخنان و مواعظ بهاء ولد ) طهران ، 1333 ش ، سربى ، وزيرى ، نشريهء وزارت فرهنگ ، باهتمام فروزانفر 501 ص . جلد دوم و چهارم ، طهران ، 1338 ش ، سربى ، وزيرى ، 419 + ج + 416 ص .