خانبابا مشار

369

مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى از آغاز چاپ تاكنون ( فارسي )

او وسائل تهيه كرده بجزيرهء هرمز رفت و در كشتى نشست و چيزى نگذشت كه طوفان شده و خواجه پشيمان ببهانهء از سفينه بيرون آمد و گفت : ( دمى با غم بسر بردن جهان يكسر نمىارزد بمى به فروش دلق ما كزين خوش‌تر نمىارزد ) و غزل را تمام كرده براى ميرزا فضل اللّه فرستاده و خود بشيراز برگشت . و نيز صاحب تذكرهء خزانهء عامره بنقل از مرآة - الصفا گويد : خواجه را پسرى بود موسوم بشاه نعمان بهند رفت و در رامپور وفات يافت و او را نزديك ( آسير ) به خاك سپردند . و فرصت شيرازى مىگويد كه سن خواجه بچهل و شش رسيد . بهر صورت خواجه از مفاخر فارس بلكه آبروى ايرانست و از جمله فصحاى دوران . در معارف اسلامى يعنى حكمت و ادب از عيون و ديوان غزلياتش بعز لئالى و نخب درارى مشحون همسر ندارد . ديوان حافظ را شاگرد وى محمد گلندام بعد از رحلت او جمع كرده و بمرور بعضى از اشعار ديگران از قبيل سلمان ساوجى و غيره در آن داخل شد . چنان كه باز فرصت شيرازى در آثار العجم گويد كه در نسخهء بسيار كهنه و مندرس ديوان كمال خجندى اين شعر ديده شد : ( جانب دلها نگاهدار كه سلطان ملك نگيرد اگر سپاه ندارد ) بارى همان‌طور كه شعر ديگران در ديوان حافظ آمده شك نيست كه مبلغى شعر او از ميان رفته يا در ديوان ديگران داخل شده باشد . اين اوقات حاجى