الشيخ محمد حسين الأعلمي
67
تراجم أعلام النساء
--> - نسل بني آدم - وبالآخرة سبب برهم خوردن نظام عالم فرآهم خواهد شد - پس خادم آوردن بىنياز نمىكند مردان را از زنان وبراي هركس ميسّر نيست جمع ما بين خدمتگذار وزوجه وخادم آوردن براي نوع مردم مصرفى است زائد كه تحمل أو را ندارند وتمكن از اعاشهء امر زندگانى هر دو براي هركس ميسور نيست وفرض اين است كه هر خدمتگذار بىمقدارى هم مجّانى نيست . دليل ششم : آنكه عنوان خدمتگذار عنواني است كه نوع مردم اعراض دارند وميل نمىكند به أو احدى مگر اشخاص پست وخالى از كمالات صورية ومعنوية وبدون حسب ونسب وكساني كه هيچ كارى از آنها برنيايد نه شغلى ونه حرفه نه كسبى ونه عرضه حتى كسبهاى پست از قبيل حمّالى ورمّالى دور كوچه ها را ترجيح ميدهند بر خدمتگزارى زيرا كه شغل پستى است أولا وتقيّد بسيار سختى است ثانيا مگر وقتىكه از هر جهت مضطر شوند تا نوكرى را اختيار كنند مثلا شهري كه داراى صد هزار جمعيت است گمان ندارم اين شغل خسيس را هزار نفر از آنها اختصاص به خود دهند آنهم در نهايت دشوار با مواجبهاى بسيار پس تعطيل شود در اثر اين فعل أمور رجال . وأما اگر شخص تزويج كند زنى را در خانه پس آن زن هم فائدة زوجيّت دارد وهم عنوان خادميّت ومنتظر مواجب وحقوق زائدى بر نفقه وكسوه نيست بلكه صبر مىكند بر نان خالى وتوقف نمىدهد خدمتگزارى خود را بر حقوق عالي وفرار هم نمىكند هرچند زحمت أو بسيار ومشقّات ومصيبات أو هم در خانه شوهر بيشمار باشد درصورتىكه در عين حال عنوان أو هم قريب بعنوان رجال وخانمى است در خانه وخادميّتى كه مورد كراهت ومنافى با شرافت باشد بر أو صادق نيايد ومع ذلك كلّه هرچه خدمت أو در خانه بيشتر درجات ومراتب أو نزد مردم بالاتر ومحبت أو در قلب شوهرش زيادتر وشئوناتش فوقالعادهتر خواهد بود ( فسبحان الذي جمع بين الضدّين وائتلف بين النقيضين ) . دليل هفتم : خدمت بر دو قسم است - أوّل ماموريّت براي حكومت يا مدرّسيت ومديريّت ويا ناظميّت ويا رياست در إدارات وأمثال ذلك ، وبديهي است اين قسم -