الشيخ محمد حسين الأعلمي

66

تراجم أعلام النساء

--> - أو برآمده وموجب ذلّت خود را در انظار فرآهم آورده - وبالآخرة به أو مىفهمانند كه بزرگى وعزّت تو در عودت به خانهء شوهر است واز اين سبب صبر مىكند بر آنچه برسد أو را از أنواع وأقسام زحمات وصدمات بلكه بر شتم وضرب شوهر چون فرار از براي أو امكان ندارد وهرگاه از هر جهت عاجز شود سؤال طلاق كرده وقدرت بر خارج شدن ويا اختيار زوج ديگر بدون طلاق ندارد وعلاوة بر همه بيانات نوعا زنها در سرقت واز اين قبيل خيانتها عاجزند ومثل مردها نيستند براي آنها مشكل است پس خيانت نمىكنند در أموال زوج ومحافظت مىكنند خانه وأثاث البيت را وخدمت مىكنند شوهر خود را از روى جهد وجدّيّت وكمال ميل ورغبت گويا ما يملك شوهر را از خود پندارد مخصوصا اكر بچهء هم از شوهر پيدا كرده وصاحب أولاد گشته علقه ودلسوزى نسبت بما يملك شوهر مضاعف مىشود چون ميداند تمام ما يملك اين مرد در يد أو عارية وفي الحقيقة مال خود وأولاد خود ميداند پس مهيّا مىكند نفس خود را بر ابقاء در خانهء شوهر وهمراهى ونگهبانى در أموال أو مادامىكه زنده است چنانچه اين مطلب محسوس ومشاهد است بخلاف خادم ونوكر زيرا كه علاقهء خادم نسبت بمخدوم خود بسيار ضعيف بلكه علاقهء أو در واقع به شهريّة وحقوق مرتّبى است كه بايد به أو برسد از اين سبب است كه پس از چند سال نمك خوردن براي اضافهء حقوق دو قران دست از خدمت أرباب سابق فورا كشيده وكمر خود را در خدمت ديگران بسته وكسى هم أو را ملامت ومذمّت نمىكند خصوصا هرگاه متعذّر ومتمسك ببعض اعذار شود پس چگونه مىتواند اطمينان به همچه شخص بهم رساند وأو را مورد وثوق از هر جهت نسبت بما يملك وامين ذخائر وكليددار صندوق پول وجواهر قرار داد اگر هم پيدا شود در بين اين جماعت شخص أميني بسيار اندك ( النادر كالمعدوم ) براي تنظيم جامعهء بشر بكلّى بىثمر واثر خواهد بود از اين جهت است هرگاه شخص زوجهء تزويج كند بمراتب خيال آسوده‌تر وأحوال خارجه وداخله أو بهتر خواهد بود از چند نفر خدمتگذار ونوكر پست وبىمقدار كه نگهدار باشد . دليل پنجم : آنكه وجود زن براي هر مردى لا بدّ منه است ونوعا رجال بدون وصلت با حضرات نسوان أمر زندگانى آنها مختلّ وپريشان بلكه موجب انقطاع -