محمد كاظم بن محمد تبريزي
36
منظر الاولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسي )
رحل اقامت انداخت و به احضار مهندسان و معماران فرمان داد . ستارهشناسان زايجهء شهر تبريز را كه از مرور ايام بالمره منعدم شده بود به طالع جدى قرار داده بنا نهادند و « توريز » را مبدل به « تبريز » كردند . پس در حقيقت مىتوان گفت كه اول بناى شهر تبريز از زبيده خاتون است كه در سال صد و هفتاد و پنج هجرى شده زيراكه از ابتداى بناى خسرو تا دفعهء ثانيه يعنى بناى زبيده ششصد و بيست و نه سال بود كه از مضافات مراغه و اردبيل و خسرو شاه شمرده مىشد . به قول اخيره به حكم قريه يا قصبهاى كوچك بود از جهت آنكه ما فتح تبريز را در استيلاى عرب در هيچ تواريخ نديدهايم و اينكه بعضى از تواريخنويسان از آن جمله در تاريخ حشرى آورده كه : « در زمان استيلاى عرب در همهء آذربايجان هزار و دويست قلعه بود و تبريز ار كوه چرنداب تا كوه سرخاب ، بيشه بود . از جملهء قلاع : قلعهء پشنگ و قلعهء زرنگ و قلعهء شادهنگ و بلهجان و خرمآباد ، در باويلى : سوستان كله ، مهادآباد ، لنگان هامان ، كله بزم [ آوران ] و محلهء بسيار نام برده . از آن جمله گويد در چرنداب چهار قلعه بود در قرب يكديگر چنانچه زنجير بر اطراف آنها كشيده بودند و زنگهاى عظيم به زنجيرها مرتب ساخته بودند كه به شبدزدى يا كسى ديگر [ 6 ] اگر داخل يكى از اين قلاع مىشد همهء اهل چهار قلعه واقف مىشدند ، در سرخاب هم چهار قلعه ، در مهران رود دو قلعه « 1 » » . همهء اين كلمات به افسانه شبيه است و يقين هم مىتوان نمود كه اينجور تواريخ توليد از خيالات شده و الا كشور آذربايجان گنجايش هزار و دويست قلعه ندارد و الله اعلم . بارى اين همه مقدمات در مقدمه ازآنجهت است كه عمدهء بناى تبريز در خلافت هارون الرشيد اتفاق افتاده و شهادت بعضى از اصحاب كه در اين خاك پاك شده قبل از بناى تبريز است لهذا احوالاتشان را در مقدمه قرار داديم . و هو نستعين .
--> ( 1 ) . روضة الاطهار ، ص 18 .